meta name="keywords" content=<"کویر ایران تاریخ"> کویر ایران JavaScript Codes
تاریخ

 

 

 ايرج وامقي در سال 1311 شمسي ، در صحنه ي كرمانشاه به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايي را در صحنه و دبيرستان را در كرمانشاه و تهران گذراند . سپس وارد دانشگاه شد و توانست ليسانس ادبيات فارسي و فوق ليسانس و دكتراي فرهنگ و زبان هاي باستاني را از دانشگاه تهران اخذ نمايد . وي در طول تحصيل و پس از آن همواره با نشريات زمان خود همكاري داشته و مقالات زيادي از وي به يادگار مانده است . دكتر وامقي علاوه بر فعاليت هاي تحقيقاتي به كار تدريس نيز اشتغال داشت . وي سر انجام در 29 آبان 1379 براثر سكته قلبي در تهران به درود حيات گفت .
گروه : علوم انساني
رشته : زبان و ادبيات فارسي
گرايش : زبان هاي باستاني
تحصيلات رسمي و حرفه اي : ايرج وامقي تحصيلات ابتدايي را در دبستان دولتي صحنه به پايان برد و در دبيرستان شاپور كرمانشاه ادامه تحصيل داد . پس از اتمام دوره ي دبيرستان در رشته طبيعي و رشته ادبي وارد دانشگاه شد و با موفقيت توانست ليسانس ادبيات فارسي و فوق ليسانس و دكتراي زبان هاي باستاني را از دانشگاه تهران اخذ نمايد .
فعاليتهاي ضمن تحصيل : ايرج وامقي در دوره ي دبيرستان براي بعضي از مجلات شعر ، قطعه ادبي ، و داستان مي فرستاد كه گاه بعضي از آنها به چاپ مي رسيد . نخستين مقاله جدي وي در سال 1333 در مجله ي فردوسي به چاپ رسيد.
استادان و مربيان : از استاداني كه ايرج وامقي نزد آنها به كسب علم پرداخت مي توان استاد ابراهيم پورداود ، استاد جلال همايي و دكتر پرويز ناتل خانلري را نام برد . وامقي در مورد دكتر خانلري چنين مي گويد : « دكتر خانلري ، بيش از همه يادش به خير باد كه بهترين معلمي بوده است كه داشته ام ، و تنها كسي بوده در دوره ي ليسانس كه چيزهايي از او فراگرفتم كه عطش دانستن آنها را داشتم . »

فعاليتهاي آموزشي : ايرج وامقي در كنار فعاليت هاي تحقيقاتي به كار تدريس نيز اشتغال داشت . او در اين باره مي گويد: « كارم معلمي است و اين را هميشه با غرور گفته ام و در دلم با فرزندان ايران عهدي يك طرفه بسته ام كه تا زنده ام هيچ كار وپيشه اي را بر نگزينم ، البته اگر هميشه به اختيار خود باشم ، وهيچ ساختماني و اتاقي را به مدرسه و كلاس درس ترجيح ندهم ... » .
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : ايرج وامقي اشعاري نيز سروده است كه نخستين شعرش در « مجله سخن » و آخرين آن در نشريه ي « فرهنگ ايران زمين » به چاپ رسيده است

 

بیژن نامه" شامل مجموعه مقالاتی در خصوص شاهنامه ، "آیین های باستانی ایران"، مقالات پژوهشی "مانی شناسی ایران" و مجموعه مقالات در زمینه اشعار و طنز سعدی از جمله آثار مکتوب وی است.

وامقی مورد توجه دانشگاه های زبان شناسی اکسفورد و هاروارد بود و بارها از وی برای تدریس در این دانشگاه ها دعوت به عمل آمده بود.

دکتر ایرج وامقی که از شاگردان ابراهیم پورداود اوستا شناس بزرگ ایران است در آبان ماه 1379 در کرج دار فانی را وادع گفت.

منبع : مهرنیوز/سایت کرمانشاه ۱۱۸
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 20:11  توسط عبدالمجید ایدی  | 

     
نوشته: بوذرجمهر پرخیده   
 صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید. دکتر بهرام فره‌وشی به سال 1304خورشیدی دیده به جهان گشود.پدرش از دانشمندان زمان خود بود. «مترجم همایون»(فره‌وشی) از نخستین پایه‌گزاران مدرسه در ایران بود.

مترجم همایون ــ پدر بهرام فره‌وشی ــ چندی سرنشینی مدرسه زرتشتیان را بر دوش داشت. او بیشتر سرنشینی فرهنگ شهرستان‌ها را در اختیار داشت، به این ترتیب بهرام دوران کودکی خود را در شهرستان‌های گوناگون سپری کرد و دوره ابتدایی و متوسطه را در شهرهای گوناگون گذراند.

در تهران پس از گرفتن لیسانس زبان فرانسه از دانشسرای عالی وارد کلاس‌های درسی استاد پورداوود در رشته ادبیات فارسی شد. خود در پیشگفتار کتاب «گاتها» می‌نویسد: «من از کودکی با نوشته های پورداوود آشنا بودم، زیرا از میان کتاب های پدرم دو مجلد یشت‌ها را خوانده بودم و داستان‌های پهلوانی‌های شکوهمند این کتاب و نیایش‌های آن در همان زمان بر دلم نشسته بود و همواره در دل داشتم که استاد بزرگوار را ببینم.... او تنها در دوره دکترای ادبیات فارسی چند ساعتی درس داشت و سخت رنجیده بود. برای رسیدن به درس‌های او دوره ادبیات فارسی را به پایان بردم و سرانجام در دوره دکترا به گنجینه بزرگ ایران باستان دست یافتم.»

در این زمان برای چاپ کتاب‌های پورداوود چاپخانه «آتشکده» را بنیاد نهاد و چند جلد از آثار پوداوود را در آنجا به چاپ سپرد. وی سال‌ها پس از آن زمان ــ زمانی که رییس انتشارات دانشگاه تهران بود، بار دیگر آثار استاد پورداوود را با ویرایشی تازه به چاپ رساند.
به سال 1335 خورشیدی در فرانسه و از دانشگاه پاریس دکترای تمدن و زبان ها و ادیان ایرانی را دریافت داشت. او سپس در دانشگاه برن به مطالعه لهجه های ایرانی پرداخت. استادنش: پروفسور ها؛ بنونیست،دومناش، پوش، هانری کربن و... بودند
.از سال 1341خورشیدی به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد.و مدت بیست سال به آمزش زبان های اوستایی، پارسی باستان، پهلوی، اساطیر ایرانی، خط های باستانی، لهجه شناسی ایرانی و تمدن و فرهنگ ایران پرداخت
.بیشتر آثار او درباره فرهنگ و تاریخ ایران باستان است. کتاب ها و ترجمه های او: 1)هنر ایران در دوره پارتی و ساسانی نوشته پروفسور گریشمن. 2) فرهنگ پهلوی در دو جلد(پهلوی به فارسی و فارسی به پهلوی). 3)کارنامه اردشیر بابکان. 4) واژه نامه خوری. 5) ترجمه کتاب ششم دینکرد. 6) علل شکست ساسانیان به فرانسه. 7) مجموعه مقالات «ایرانویج». 8) «جهان فروری»؛ در باره فروهر و جشن های ایرانی.

 آثار دیگر استاد عبارتند از: گردآوری صد و پنجاه لهجه کهن ایرانی، راهنمای گردآوری گویش ها، بیش از سیصد مقاله درباره تمدن و فرهنگ ایران زمین، ده ها مقاله در مورد عرفان و پاراپسیکولوژی.آخرین اثر استاد «نامه های شگفت انگیز» است که ترجمه نامه های تاریخی کشیشان ژزوئیت فرانسوی در مورد ایران است. مجموعه مقالات استاد فره‌وشی با نام شکوه مرگ و عرفان و پاراپسیکولوژی، تمدن ایران قدیم و سرطان و پاراپسیکولوژی در دست تدوین است.

استاد فره‌وشی در 8 خرداد 1371خورشیدی در 66سالگی در سن خوزه آمریکا به جهان مینو شتافت. یادش گرامی باد. منبع:

www.amordad6485.blogfa.com

 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 18:26  توسط عبدالمجید ایدی  | 

ماهیار نوابی، یحیی
( ملیت: ایرانی   قرن: 13 )

خلاصه : يحيي ماهيار نوابي در دهم دي ماه سال 1291 شمسي در شيراز متولد شد. پس از گذراندن دوره ي ابتدايي ، وارد دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد و توانست تا مقطع دكترا تحصيل نمايد. بعد از آن در سال 1327 با سمت دانشياري در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد. استاد پس از دوسال براي فراگرفتن زبان هاي كهن ايراني به مدرسه زبان هاي شرقي دانشگاه لندن (SOAS ) رفت و در سال هاي 1949 تا 1951 نزد پرفسور ‹‹ هنينگ›› به فراگيري زبان هاي قديمي ايران مانند : پهلوي ، اوستايي و پارسي باستان پرداخت و يك سال نيز در دانشگاه گوتينگي آلمان ، زبان هاي تركي كهن را فراگرفت. وي پس از بازگشت به كشور ، رياست دانشكده ادبيات تبريز را به عهده گرفت و نيز به تدريس زبان هاي كهن ايران پرداخت. او مدتي نيز جهت تحقيق به آمريكا سفر نمود و پس از بازگشت در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد. استاد نوابي در سال 1352 به عنوان مشاور رئيس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاه خود شد و همچنين رياست مؤسسه ي آسيايي را تا سال 1358 به عهده گرفت. او پس از انقلاب به تهران بازگشت و فعاليت هاي فرهنگي و ادبي خود را پي گرفت. استاد ماهيار نوابي در 11 مهر ماه سال 1379 در كشور سوئد بدرود زندگي گفت. گروه : علوم انساني رشته : زبان شناسي والدين و انساب : يحيي ماهيار نوابي در خانواده اي سرشناس در شيراز زاده شد. مادر وي از خاندان وصال شيرازي بود ، و بدين سبب نسب به وقار شيرازي ، ارشد اولاد وصال مي رساند. تحصيلات رسمي و حرفه اي : يحيي ماهيار نوابي ، دوران ابتدايي را در زادگاه خويش و دوره ي دبيرستان را در دارالفنون و كالج آمريكايي تهران گذراند. پس از اخذ درجه ي دوم ليسانس از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و گذراندن خدمت نظام ، جهت تحصيل در مقطع دكترا به دانشگاه تهران رفت. استاد پس از دو سال براي فراگرفتن زبان هاي كهن ايراني به مدرسه ي زبان هاي شرقي دانشگاه لندن (SOAS) رفت و در سال هاي 1949 تا 1951 نزد پروفسور ” هنينگ ” به فراگيري زبان هاي قديمي ايران ، مانند پهلوي ، اوستايي و پارسي باستان پرداخت و يك سال نيز در دانشگاه گوتينگي آلمان ، زبان هاي تركي كهن را فراگرفت. استادان و مربيان : يحيي ماهيار نوابي همواره نام پرفسور هنينگ را با احترام بر زبان مي آورد و اولين تحقيقات و نوشته هاي خود را در زمينه ي زبان هاي باستاني ايران ، به وي تقديم داشته است. وقايع ميانسالي : در بيستم خرداد ماه سال 1341 به مناسبت عزيمت يحيي ماهيار نوابي از تبريز ، مجلس وداعي تدارك ديده شد كه به طور خودجوش از سوي دانشجويان و انجمن ادبي دانشكده و همكاران علمي ايشان شكل گرفت و با برنامه ريزي در روز بيست و هفتم خرداد ماه جمع دوستداران و مشتاقان استاد و جمع كثيري از دانشجويان ، مراسم باشكوهي در دانشكده ادبيات ترتيب دادند كه در آن مجلس ، معاريف و دانشمندان و شاعران آذربايجان چون نخجواني ها ، استاد شهريار ، مفتون اميني ، بي رياي گيلاني و بسياري ديگر در آن حضور يافتند و هريك به زباني و به طريقي از خدمات استاد ياد كرده و شاعران به ياد دوران خدمت وي و تأسف از عزيمت او ، سروده ها و اشعار زيبايي قرائت كردند. همكاران علمي استاد و تعدادي از دانشجويان هم هر يك به فراخور ، مطالبي بيان كردند و يا اشعاري خواندند كه جريان اين بزرگداشت به يادماندني ، در دفتر « وداع با استاد ماهيار » از سوي انجمن ادبي دانشكده چاپ و منتشر گرديد. چكامه اي كه استاد شهريار در آن روز و به مناسبت سفر استاد در 12 بيت با عنوان « اشك وداع » سروده بود ، سرشار از احساسات و تعلق خاطر آن شاعر بزرگ نسبت به استاد نوابي بود. چند بيت آغازين آن چنين بود: طوطي ، غمين نشسته كه قناد مي رود شيرين دلش گرفته كه فرهاد مي رود چرخد زمانه كه ياد عزيان مكن ولي عمر عزيز هم مگر از ياد مي رود؟ استاد « ماهيار » ز تبريز بسته بار شاگرد دل شكسته كه استاد مي رود شاعر ديگري كه در اين باره سروده ي خود را در 20 بيت خواند ، آقاي بي رياي گيلاني بود كه مطلع شعر وي اين است: بنگر اي دل حاصل مهر و وفاي خويشتن تا نبندي رشته الفت به پاي خويشتن شعر سروده شده ي آقاي مفتون اميني در اين مجلس بسيار شنيدني است : دل مي تپد به سينه كه جانان وداع كرد خود راست گويي از تن ما جان وداع كرد... استاد ماهيار كه فرزانه پير ماست با مكتب جنون جوانان وداع كرد .... البته در روز دوشنبه بيست و يكم خرداد ماه نيز كه روز عزيمت استاد از شيراز بود ، مراسمي باشكوه در فرودگاه شهر شيراز از سوي انجمن ورزشي دانشكده كه استاد به آن علاقه وافري داشت و همواره در تقويت روحيه ي ورزشكاران كوشش مي نمود ترتيب يافت كه در آنجا هم سخنراني هايي ايراد شد و اشعاري خوانده شد . شعر بلند استاد دكتر اميرخاني در فرودگاه با اين بيت آغاز شد : دردا كه از ديار وطن « ماهيار » رفت آن شهسوار مهر و وفا زين ديار رفت... زمان و علت فوت : يحيي ماهيار نوابي در يازدهم مهر ماه سال 1379 ، به دور از وطن و هنگامي كه براي ديدار دخترش « ميترا » به سوئد سفر كرده بود ،در حالي كه همراه فرزند عازم منزل بود ، در اثر ايست قلبي بدرود زندگي گفت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : يحيي ماهيار نوابي جهت ادامه ي تحصيل مدتي به خارج از كشور رهسپار گرديد. وي پس از بازگشت به كشور ، رياست دانشكده ادبيات تبريز را بر عهده گرفت و پس از بازگشت از آمريكا نيز تا سال 1960 همچنان رياست دانشكده ادبيات تبريز را عهده دار بود. پس از آن، نوابي دو سال و نيم به عنوان رايزن فرهنگي در پاكستان به فعاليت پرداخت. و با پايان يافتن مأموريت استاد در پاكستان ، كار تدريس را در گروه فرهنگ و زبان هاي باستاني ايران دانشگاه تهران آغاز كرد و پس از چندي به رياست آن گروه انتخاب شد و به مدت چهار سال در اين مقام بود. استاد سرانجام در سال 1352 خود را بازنشسته كرد و بعد از آن به عنوان مشاور رئيس دانشگاه شيراز رهسپار زادگاه خود شد و رياست مؤسسه ي آسيايي را نيز تا سال 1358 عهده دار شد. فعاليتهاي آموزشي : يحيي ماهيار نوابي پس از به پايان بردن تحصيلات دانشگاهي و اخذ مدرك دكترا ، در سال 1327 با سمت دانشياري در دانشگاه تبريز مشغول به كار شد ، و به تدريس زبان هاي كهن ايران پرداخت. استاد در سال 1957 جهت برخي مطالعات به آمريكا سفر نمود ، وي مدتي نيز به عنوان رايزن فرهنگي در كشور پاكستان سپري نمود و پس از بازگشت ، با سمت استادي زبان هاي باستاني ايران در دانشگاه تهران به كار تدريس ادامه داد. تدريس در مؤسسه ي آسيايي از ديگر فعاليت هاي آموزشي ايشان بود. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : يحيي ماهيار نوابي در مؤسسه ي آسيايي ، دوره ي كارشناسي ارشد زبان و تاريخ و فرهنگ ايران را تأسيس كرد. وي با حمايت دكتر مهر ، گروهي از فضلاي نامدار ايران را براي تدريس تمام وقت و نيمه وقت در مؤسسه ي آسيايي به شيراز دعوت كرد كه برخي چون استاد احمد افشار شيرازي ، دكتر محمود طاووسي ، دكتر علي حضوري و ريچارد فراي به طور تمام وقت و برخي چون استاد تاجبخش ، دكتر فره وش و بدرالزمان قريب به طور نيمه وقت با آن مؤسسه همكاري مي كردند و از دانشگاه شيراز استاداني همچون دكتر نوراني وصال و دكتر جعفر مؤيد شيرازي در آن مؤسسه به تدريس اشتغال داشتند. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : يحيي ماهيار نوابي در سال 1957 براي تحقيق در نحوه ي مديريت دانشگاه هاي آمريكا به مدت يك سال به دانشگاه هاي كلمبيا و مينياپليس اعزام شد. وي افزون بر فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي همواره حضوري فعال و درخور در مجامع علمي گوناگون داخلي و خارجي داشت و در مراكز و انجمن هاي متعددي از قبيل: انجمن فرهنگ ارتش ، فرهنگستان زبان ايران ( عضويت پيوسته تا انقلاب اسلامي) ، انجمن مجموعه سنگ نبشته هاي ايراني ، انجمن پژوهش هاي مهري ، كنگره تحقيقات ايراني و انجمن پژوهش هاي درسي ، مشاركتي فعال و ثمربخش داشت. از استاد علاوه بر دهها مقاله ي وزين و ارزشمند ، كتاب هاي متعددي نيز به صورت تأليف و ترجمه به يادگار مانده است. آثار : 1 بند هش ايراني ويژگي اثر : پيش از چاپ گنجينه ي دستنويس هاي پهلوي و پژوهش هاي ايراني ، استاد نوابي ، چاپي عكسي نيز از نسخه ي شماره ي يك تهمورس دينشاه از دستنويس « بندهش ايراني » كه در نزد ايران شناسان به TD 1 شهرت دارد ، با مقدمه اي مفصل درباره ي آن به چاپ رسانيده بود. 2 ديوان وقار شيرازي ويژگي اثر : استاد پس از نگارش مجموعه مقاله هايي درباره ي خاندان وصال شيرازي و نيز به سبب نسبتي كه با وقار ، ارشد فرزندان وصال شيرازي داشت و چون شعرهاي وقار را بيش از ديگر اعضاي شاعر آن خاندان مي پسنديد ، از اين رو به فكر تصحيح و چاپ ديوان وي برآمد و جلد اول از اين ديوان را كه دربردارنده ي 215 قصيده ( از «الف» تا «ر» ) از شاعر است ، با ديباچه اي در معرفي خود شاعر و نسخه ي خطي ديوان او و توضيحاتي درباره ي اشعار وي در 430 صفحه چاپ نمود. 3 كتاب شناسي ايران ويژگي اثر : فهرستي از مقالات و كتاب هايي كه به زبان هاي اروپايي درباره ي ايران به چاپ رسيده است. استاد در مقدمه ي جلد اول از كتاب ده جلدي كتاب شناسي ايران نوشته اند : «... گردآوري اين فهرست را در سال هاي 1328 - 1330 ، كه در لندن و گتينگن بودم و به آموختن زبان هاي ايراني ميانه و كهن ، و پژوهش در فرهنگ ايران پيش از اسلام مي پرداختم ، آغاز كردم ... » كتاب از ارزش ويژه اي برخوردار است ، پيش از آن هيچ منبع مؤثقي براي دست يافتن به آنچه ديگران درباره ي ايران نوشته اند ، به طور يك جا وجود نداشت. استاد نوابي تقريبا مدت پنجاه سال از عمر خود را بر سر اين كار گذاشت كه حاصل آن به صورت يك مجموعه ي ده جلدي درآمد. جلد اول اين كتاب در بردارنده ي اين موضوعات است : مطالعات در زمينه ي اوستا ، ماني و مانويت ، فارسي باستان ، پهلوي ( ساساني و اشكاني ) ، پارسيان هند ، زرتشت گرايي. جلد دوم كتاب شناسي ايران ، شامل زبان ، ادبيات ، شعر و شاعران ايران است كه ديگران درباره ي آن تحقيق و قلمفرسايي كرده اند. جلد سوم كتاب شناسي ايران ، دربردارنده ي فهرست مقالات و كتاب هاي ديگران درباره ي : باستان شناسي ، معماري ، هنر ( شامل فرش و قالي ) و سكه است. جلد چهارم كتاب شناسي ايران ، شامل سفرنامه هاست. جلد پنجم كتاب شناسي ايران ، شامل : اساطير و روابط خارجي ( سياسي نظامي ) است. جلد ششم كتاب شناسي ايران ، شامل : دين و فلسفه و دانش است. جلد هفتم كتاب شناسي ايران ، شامل : زبان شناسي زبان هاي ايران باستان : مادي ، اوستايي ، فارسي باستان ، زبان هاي ايراني ميانه ، زبان هاي غيرايراني رايج در ايران ، زبان هاي ايراني نو و گويشهاي گوناگون ايراني ديگر است. جلد هشتم كتاب شناسي ايران ، شامل : جغرافيا ، نقشه ها ، ايالات و شهرهاي ايران ، زيست شناسي ، جانور شناسي ، جامعه شناسي ... فولكور شهرهاي مختلف ايران و ... است. جلد نهم كتاب شناسي ايران ، شامل : كشاورزي ، تمدن ، ارتباطات ، اقتصاد ، فرهنگ ، سياست و ... است. 4 گنجينه ي دستنويس هاي پهلوي و پژوهش هاي ايراني ويژگي اثر : شامل 57 جلد. اين مجموعه به جز شماره هاي 39 ، 50 و 51 كه اولي و سومي ( 39و51 ) مجموعه مقالات پروفسور فراي و شماره ي 50 تعدادي از مقالات استاد نوابي است ، بقيه چاپ عكسي است از نسخ موجود در كتابخانه هاي هند و زبان اوستايي و پهلوي كه اغلب آنها براي نخستين بار چاپ و به جامعه ي علمي جهان عرضه گرديده اند. اين مجموعه كه در قطع ها و اندازه هاي متفاوتي ـ به اندازه ي اصل نسخه ي خطي ـ عكسبرداري شده ، حدود پانزده هزار صفحه مي باشد. 5 متن هاي پهلوي ويژگي اثر : در راستاي چاپ عكسي نسخه هاي پهلوي ، كتاب متن هاي پهلوي گردآورده ي دستور جاماسب جي ، منوچهر جي جاماسب آسا با مقدمه ي « بهرام گور انكساريا » را استاد با كسب اجازه از انكساريا و نوشتن مقاله به زبان انگليسي به چاپ رسانيد. 6 مجموعه مقالات پروفسور بيلي ويژگي اثر : استاد نوابي اعتقادي فراوان به پرفسور « سرهارلد بيلي » زبان شناس و ايران شناس بزرگ معاصر انگليسي داشت. در هر سفري كه به اروپا مي داشت ، ديداري از وي مي نمود. با كسب اجازه از استاد بيلي ، قرار شد كه همه ي كوته نوشته هاي ايشان را فراهم آورده و به چاپ برساند كه دو جلد از آن مقالات ، مجموعاً شامل 73 مقاله كه نوشته هاي بيلي تا سال 1952 م. بود ، با مقدمه اي از استاد نوابي در سال 1981 م. در شيراز منتشر شد و قرار بود كه مجلدات بعدي را نيز به همين ترتيب نشر دهد كه مشكلات چاپ و كاغذ و موارد ديگر اين فرصت را به استاد نداد. 7 منظومه درخت آسوريك ويژگي اثر : متن پهلوي ، آوانوشت ، ترجمه ي فارسي ، فهرست واژه ها و يادداشت ها. اين كتاب دربردارنده ي موضوعات زير مي باشد: الف) مقدمه ي استاد ، درباره ي اين متن پهلوي و تحقيقات و چاپ هايي كه ديگران از اين متن نموده اند ، با ارجاعات مربوط. ب) مقاله ي شعري به زبان پهلوي ، از پرفسور و.ب.هنينگ ، به ترجمه ي استاد نوابي. ج) منظومه ي پهلوي درخت آسوريك از روي نسخه ي جاماسب آسانا. د) متن پهلوي ،آوانويسي لاتين و ترجمه ي فارسي آن ، همراه با زيرنويس هاي مفصل در توضيح متن و واژگان متن. 8 يادگار زريران ويژگي اثر : اين كتاب كه يكي از آثار كهن فارسي ميانه است و به نظر دانشمندان ، اصلاً به زبان اشكاني بوده و سپس به فارسي ميانه بازنويسي شده ، شايد اولين تعزيه و يا نمايشنامه ايراني باشد كه براي ما باقي مانده است. كتاب شامل پيشگفتاري است درباره ي متن ، پس ، متن پهلوي آن آمده و سپس ترجمه ي متن يادگار به زبان فارسي صورت پذيرفته و با آنچه در شاهنامه آمده مورد سنجش قرار گرفته و يادداشت هاي لازم براي آن تهيه و در پايان بخش منظوم آن آوانويسي و درج گرديده و واژه نامه كتاب به طور كامل فراهم و چاپ شده است.

منابع زندگینامه: http://iranologyfo.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 18:22  توسط عبدالمجید ایدی  | 

«تاريخ ايران باستان» جامع‌ترين كتابي است كه تاكنون در زمينه ايران پيش از اسلام تاليف شده است. مولف اين كتاب ميرزا حسن‌خان پيرنيا ملقب به مشيرالدوله از رجال نيكنام صدر مشروطيت است، اين كتاب تنها اطلاعات تاريخ ايران نيست، بلكه دايره‌المعارفي كامل محسوب مي‌شود. ميرزا حسن‌خان پسر بزرگ ميرزا نصرالله‌خان مشيرالدوله نائيني كه بعدها نام‌خانوادگي پيرنيا را براي خود برگزيد، سال 1251 خورشيدي در تبريز به دنيا آمد. پس از انجام تحصيلات مقدماتي و آموختن زبان و ادبيات فارسي، عربي و دروس زمان خود در تهران، به تشويق ميرزا علي‌اصغرخان امين‌السلطان براي ادامه تحصيل به روسيه رفت و دوره «مدرسه نظام» و «مدرسه حقوق» آن كشور را گذراند. وي زماني كه پدرش وزير امور خارجه شد، به ايران بازگشت و در سفر اول مظفرالدين‌شاه به اروپا به‌عنوان مترجم و منشي امين‌السلطان بود. او سال 1281 خورشيدي به وزير مختاري روسيه انتخاب شد و در 28 سالگي با دختر ميرزا احمدخان علاءالدوله (از هموطنان درجه اول دربار مظفرالدين‌شاه) ازدواج كرد. پس از قتل اتابك اعظم در كابينه مشيرالسلطنه به وزارت عدليه رسيد. او ابتدا مشيرالملك لقب داشت و پس از فوت پدر در 1325 هجري‌قمري ملقب به مشيرالدوله شد.

پيرنيا در زمان مشروطه، نظامنامه مجلس يا قانون اساسي مشروطه را تدوين كرد. وي بعد از فتح تهران و تشكيل دولت جديد، مجددا به وزارت عدليه انتخاب و از آن پس در كابينه‌هاي متوالي بارها وزير شد. حسن پيرنيا در سال 1293 خورشيدي به نخست‌وزيري رسيد و بعدها نيز چند دوره به اين سمت انتخاب شد.
وي بنيانگذار آموزش عالي حقوق در ايران بود و با راه‌اندازي مدرسه عالي علوم‌سياسي و بعدها تبديل آن به مدرسه عالي حقوق اين امر را محقق كرد. پيرنيا نخستين رئيس اين تشكيلات علمي ‌بود و تلاش‌هاي بسياري براي گشايش و شكل‌گيري «تاريخ ايران باستان» كرد و از زمان تاليف تاكنون چندين‌بار به چاپ رسيده است. اين مجموعه در سه جلد منتشر شده و همواره مورد استقبال پژوهشگران حوزه تاريخ و علاقه‌مندان به ايران باستان قرار گرفته است. موضوع اصلي جلد نخست آن سرگذشت ايران در عصر ماد و هخامنشي تا پايان عصر خشايارشا است. در كنار تاريخ ايران رويدادهاي تاريخي مناطقي نظير مصر، آشور، بابل، سوريه، فلسطين و... نيز در اينجا مطرح مي‌شود. در زماني كه ‌مشكلات عديده سياسي و مالي، راه ترقي علمي را كند يا مسدود كرده بود، حسن پيرنيا با كوشش‌هاي مستمر خود موفق به تاسيس مركز آموزشي عالي حقوق و علوم سياسي در ايران شد. 
منابع عمده پيرنيا كتاب‌هاي فرانسوي، انگليسي، روسي و آلماني هستند كه ترجمه‌اي از منابع يوناني و رومي محسوب مي‌شوند. وي از منابع عربي و فارسي هم در سطح گسترده‌اي استفاده كرده است. وي ابتدا مطالب مورخان باستاني را در زمينه يك مطلب و رويداد تاريخي مي‌آورد، سپس در يك جمع‌بندي به تجزيه و تحليل آنها مي‌پردازد و نقطه قوت تاريخ‌نگاري پيرنيا در همين قسمت ديده مي‌شود. 
به‌عنوان نمونه درباره به قدرت رسيدن كوروش هخامنشي نوشته‌هاي هرودت، گزنفون، كتزياس، ديودو سيسلي و ژوستن را مي‌آورد و در كنار مطالب منابع اسلامي و لوح نبونبد قرار مي‌دهد و به يك نتيجه‌گيري كلي مي‌رسد. آنگاه در زمينه خويشاوندي كوروش با شاه ماد مي‌نويسد: «عقيده كتزياس كه اصلا كوروش با آستياگ قرابتي نداشته [است]، صحيح نيست؛ زيرا هرودت و ديگر مورخان او را نوه آستياگ دانسته‌اند و نوشته‌هاي هرودت بيشتر مورد اعتماد است.» 
«تاريخ ايران باستان» از زمان تاليف تاكنون چندين‌بار به چاپ رسيده است. اين مجموعه در سه جلد منتشر شده و همواره مورد استقبال پژوهشگران حوزه تاريخ و علاقه‌مندان به ايران باستان قرار گرفته است. موضوع اصلي جلد نخست آن سرگذشت ايران در عصر ماد و هخامنشي تا پايان عصر خشايارشا است. در كنار تاريخ ايران رويدادهاي تاريخي، مناطقي نظير مصر، آشور، بابل، سوريه، فلسطين و... نيز در اينجا مطرح مي‌شود.  نويسنده از نژادها و خط‌هاي روزگار باستان سخن مي‌راند و منابع تاريخي خود يعني آثار توسيديد، ديودور سيسلي، پلوتارك، آريان، رازب، استرابون، موسي خورن، طبري، بلاذوري، ابن اثير و... را معرفي مي‌‌كند. وي آغاز حكومت مادها را 700 ق.م مي‌داند. از ماد با عناوين ديوكس، فرورتيش، هووخشتر و اژدهاك ياد مي‌كند و درباره جنگ‌هاي ماد و آشور به تفصيل مي‌نويسد.
نحوه به قدرت رسيدن كوروش و شرح حال نخستين شاهان هخامنشي موضوع اصلي اين جلد از تاريخ ايران باستان است. در اينجا پيرنيا درباره روابط ايران و يونان هم به تفصيل مي‌نويسد و از تسخير مناطق مختلف به دست هخامنشيان سخن مي‌گويد.  جلد دوم اثر پيرنيا با توضيح درباره نام و نسب سلطنت اردشير اول آغاز مي‌شود و با مرگ اسكندر و شرح خصال او پايان مي‌يابد. در اين جلد مولف به بيان رويدادهاي زمان خشايارشا دوم، سغديان، داريوش دوم، اردشير دوم، اردشير سوم، آرسس و داريوش سوم مي‌پردازد و نشان مي‌دهد كه چگونه اسكندر مقدوني با نبردهاي متعدد امپراتوري بزرگ ايران را از پا درمي‌آورد و به ممالك همسايه ايران نظير هند و عربستان مي‌تازد. 
وي درباره ديوان‌سالاري عظيم عصر داريوش مطالب ارزنده‌اي مي‌نويسد و از نيروي دريايي، سپاه، داوري، راه‌ها، چاپارخانه‌ها، تقويم و ساير پيشرفت‌هاي عصر هخامنشي ياد مي‌كند و مطالب سنگ‌نبشته‌هاي اين عصر نظير بيستون را سطر به سطر به نظاره مي‌نشيند.  جلد سوم تاريخ ايران باستان با نزاع مقدوني‌ها بر سر جنازه اسكندر براي رسيدن به قدرت آغاز مي‌شود، با برآمدن اشكانيان و شرح حال آنان ادامه مي‌يابد و با بيان معماري عصر پارتي خاتمه مي‌يابد. در اين مجلد مولف از جنگ سرداران اسكندر (آن‌تي‌پاتر، پليس پرفون، آنتي‌گون، كاساندر و...) به سر جانشيني او سخن مي‌گويد و توضيح مي‌دهد كه در خلال اين نبردها چگونه قلمرو ايرانيان در دست سلوكوس افتاد.  سلوكوس و جانشينانش درصدد تحميل فرهنگ و زبان يوناني بر ايرانيان بودند، آنان بدين منظور «يوناني كردن مشرق را پيش كشيدند، يعني مانند اسكندر آوردن مردم اروپايي را به مشرق و ايجاد مستعمرات يوناني را در آسياي غربي و ايران و باختر تشويق كردند.» پس از بيان زمينه‌هاي فردياني سلوكيان، پيرنيا از طلوع اشكانيان و علل و عوامل آن مي‌گويد و دوره پارتي را «دوره واكنش سياسي» ايرانيان در برابر مهاجمان مي‌داند.
وي از جغرافياي محل سكونت پارت‌ها مي‌نويسد و شرح حال آنها را از يك دولت محلي تا يك دولت ملي و بزرگ دنبال مي‌كند و شرح حال شاهان اشكاني و روابط آنها را با رقيب جديد ايران در جهان يعني روم توضيح مي‌دهد و پس از بيان شرح حال فرمانروايان پارتي در بخش تمدني اين كتاب از وسعت، پايتخت، ديوانسالاري، سپاه، امور مالي، مسكوكات و تقويم اشكانيان سخن مي‌گويد.
پيرنيا آداب، اخلاق و دين و آيين ايرانيان اين روزگار را تبيين مي‌كند. وي بر اين باور است كه اشكانيان يا پارتيان نيز مانند شاهان هخامنشي در زمينه فرهنگ و دين ملت‌ها تسامح و تساهل داشتند. «دولت پارت در امور مذهبي تبعه خود دخالت نمي‌كرد و آنها را به احوال خودشان واگذار مي‌كرد». پايان روزگار اشكانيان، پايان اثر پيرنيا است. زيرا پيري و بيماري هر دو از راه مي‌رسند و به وي مهلت نمي‌دهند تا از ساسانيان هم اطلاعاتي را به تاريخ‌نگاران ارائه دهد.
 

 منبع : فرهیختگاان . آی آر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 22:37  توسط عبدالمجید ایدی  | 




(۱۳۱۴ه.ق. / ۱۲۷۵ خورشیدی - ۲۱ آبان ۱۳۳۴خورشیدی). ايشان فرزند محمدعلی در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در آشتیان زاده شد. پس از آموختن دروس ابتدایی در سال ۱۳۲۸ قمری به تهران آمد و ابتدا به مدرسه شرکت گلستان و سپس به مدرسه دارالفنون وارد شد . پس از فراغت از تحصیل در کتابخانه عمومی معارف مشغول کار شد و در همان اوقات در مدرسه دارالفنون زبان فارسی تدریس می‌کرد . تدریس ادبیات و جغرافیا در مدارس نظام و علوم سیاسی در دارالمعلمین عالی نیز سالها با او بود. وی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی از طرف وزارت جنگ با سمت منشی به همراه هیات نظامی ایران به پاریس رفت و توفیق یافت که از دانشگاه سوربن درجه لیسانس در ادبیات را اخذ کند. شهرت نویسندگی اقبال با نشر مقالات تاریخی و ادبی در مجله‌های دانشکده ، فروغ و تربیت شروع شد. پس از بازگشت از اروپا به استادی دانشگاه برگزیده شد و در فرهنسگتان ایران از اعضاء دائمی بود. از سال ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۸ خورشیدی مجله یادگار را در تهران منتشر کرد و نیز به تاسیس انجمن نثر آثار ایران مبادرت ورزید که نثر کتب مفقود فارسی را منظور داشت .وی تأهل اختیار نکرد و در چند سال آخر عمر سمت رایزن فرهنگی ایران در کشورهای ترکیه و ایتالیا را داشت و سرانجام در ۲۱ آبان ماه ۱۳۳۴ خورشیدی در شهر رم در سن ۵۹ در فقر و تنگدستی درگذشت.
تصحیح‌ها
• طبقات الشعراء فی مدح الخلفاء و الوزرا
• حدائق السحر فی دقائق الشعر (۱۳۰۹)
• بیان الادیان (۱۳۱۲)
• تجارب السلف (۱۳۱۳)
• تبصره العوام فی معرفه مقالات الانام (۱۳۱۳)
• معالم العلماء (۱۳۱۳)
• تتمه الیتیمه (به عربی) (۱۳۱۳)
• شاهنامه فردوسی (۱۳۱۴)
• دیوان امیر الشعراء محمد بن عبدالملک نیشابوری (۱۳۱۹)
• لغات فرس (۱۳۲۰)
• تاریخ طبرستان (۱۳۲۰)
• سیاست نامه (۱۳۲۰)
• کلیات عبید زاکانی (۱۳۲۱)
• روزنامه میرزا محمد کلانتر فارس (۱۳۲۵)
• انیس العشاق (۱۳۲۵)
• تاریخ نو (۱۳۲۷)
• شد الزار فی حظ الوزار عن زوار المزار (با محمد قزوینی) (۱۳۲۸)
• ترجمه محاسن اصفهان (۱۳۲۸)
• مجمع التواریخ (۱۳۲۸)
• سمط العلی للحضره العلیا (۱۳۲۸)
• عتبه الکتبه (با محمد قزوینی) (۱۳۲۹)
• المضاف الی بدیع الازمان فی وقایع کرمان (۱۳۳۱)
• فضایل الانام من رسائل حجه الاسلام (۱۳۳۳)
• شرح قصیده عینیه ابن سینا در احوال نفس (۱۳۳۴)
• ذیل بر سیر العباد سنایی (۱۳۳۴)
تالیفات
• تاریخ مغول
• شرح حال عبدالله بن مقفع (۱۳۰۶)
• خاندان نوبختی (۱۳۱۱)
• تاریخ اکتشافات جغرافیایی و تاریخ علم جغرافیا (۱۳۱۴)
• مطالعاتی درباره بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس (۱۳۲۸)
• وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی (۱۳۳۸)
• میرزا تقی خان امیرکبیر (۱۳۴۰)
• تاریخ جواهر در ایران (۱۳۴۰)
• قابوس وشمگیر زیاری (۱۳۴۲)، قابوس وشمگیر
• تاریخ مفصل ایران از استیلای مغول تا انقلاب مشروطیت
ترجمه‌ها
• یادداشت‌های ژنرال
• ماموریت ژنرال گاردن در ایران (۱۳۱۰)
• طبقات سلاطین (۱۳۱۲)
• سه سال در دربار ایران (۱۳۲۶)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 22:13  توسط عبدالمجید ایدی  | 

دانش پژوه، محمد تقی
( ملیت: ایرانی   قرن: 14 )

محمدتقي دانش پژوه در 30 فروردين سال 1290 ، در شهر آمل متولد گرديد. پس از سپري كردن دوران كودكي ، تحصيلات مقدماتي را نزد پدر آغاز كردودر سن هجده سالگي با فوت پدر براي ادامه تحصيل راهي شهر مقدس قم گرديد تا از جلسات درس و بحث علماي حوزه علميه آن مركز علمي كسب فيض كند. بعد از دو سال رحل اقامت ، به سبب گرفتاري هاي زندگي نتوانست در قم بماند و به شهر آمل برگشت ودر نزد علماي اين شهر كسب فيض نمود. دانش پژوه در سال 1316 بار سفر بست و راهي تهران شد. چهار سالي در مردسه سپهسالار قديم به تحصيل پرداخت ، سپس دوره دانشكده معقول و منقول را در مدرسه سپهسالار جديد ( مدرسه عالي شهيد مطهري ) و دانشسراي عالي را طي كرد تا اينكه سر از دانشكده الهيات دانشگاه تهران درآورد و در سال 1320 به اخذ درجه ليسانس از اين دانشكده نائل آمد. پس از فارغ التحصيل شدن به عنوان كمك كتابدار در كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران مشغول به كار شد. ليسانس حقوق دانش پژوه به او اجازه داد تا به عنوان رئيس كتابخانه دانشكده ادبيات موقعيت خود را تحكيم بخشد. در سال 1332 به رياست كتابخانه مركزي آن دانشگاه منصوب گرديد و در سال 1343 مشاور فني كتابخانه مركزي و در سال 1326 عضو كميته علمي آن شد. استادمحمدتقي دانش پژوه از سال 1334 در دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد. وي سرانجام در روز 27 آذر سال 1375 ، در تهران درگذشت. گروه : علوم انساني رشته : زبان و ادبيات فارسي والدين و انساب : محمد تقي دانش پژوه، فرزند ميرزا احمد دركايي لاريجاني ، كه ار مجتهدان و فقهاي به نام آمل و لاريجان بوده است. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : محمدتقي دانش پژوه روزگار كودكي و جوانيش را در رفت و آمد ميان روستاي ناندال و شهر آمل گذراند ، بين خانه پدري و شهري كه در آن به مدرسه مي رفت. خوشنويسي از دير باز يك حرفه فاميلي براي محمدتقي محسوب مي شد كه طي نسلها در خانواده او ادامه يافته بود . نياكان او به همين شغل در دربار شاهان قاجاريه اشتغال داشته اند ، و لذا از اين راه خانواده او از همان زمان آشنا به علم و معرفت و با نوشتن و كتابت مانوس بوده اند. تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمدتقي دانش پژوه پس از سپري كردن دوران كودكي تحصيل آغاز كرد و مقدمات ادبي را پس از خواندن « عم جزء » ، « قرآن كريم » ، « ديوان حافظ » و « نصاب الصبيان » را فراگرفت و در اين راه از محضر پدر و ديگر عالمان آن بهره فراوان برد. در سن هجده سالگي با فوت پدر براي ادامه تحصيل راهي شهر مقدس قم گرديد تا از جلسات درس و بحث علماي حوزه علميه آن مركز علمي كسب فيض كند. بعد از دو سال رحل اقامت ، به سبب گرفتاري هاي زندگي نتوانست در قم بماند و به شهر آمل برگشت ودر نزد علماي اين شهر كسب فيض نمود. دانش پژوه در سال 1316 بار سفر بست و راهي تهران شد. چهار سالي در مردسه سپهسالار قديم به تحصيل پرداخت ، سپس دوره دانشكده معقول و منقول را در مدرسه سپهسالار جديد ( مدرسه عالي شهيد مطهري ) و دانشسراي عالي را طي كرد تا اينكه سر از دانشكده الهيات دانشگاه تهران درآورد و در سال 1320 به اخذ درجه ليسانس از اين دانشكده نائل آمد. خاطرات و وقايع تحصيل : يك روز حاجي ميرزا احمد دركايي ( پدر محمدتقي دانش پژوه ) دست پسرش را گرفت و او را به مدرسه جديدالتاسيسي در شهر آمل برد تا نامش را در آنجا بنويسد. اما شرط نام نويسي او را آموختن ‹‹ شرح الفيه سيوطي ›› به محمد تقي قرار داد. مدرسه نپذيرفت و ميرزا احمد هم فرزند جوانش را مجدداً به خانه آورد و همان دروس حوزه هاي قديم را به او توصيه نمود. در همين احوال و در شهر آمل بود كه محمدتقي شروع به آموختن زبان فرانسه كرد. استادان و مربيان : محمدتقي دانش پژوه تحصيلات مقدماتي را نزد پدرش حاج ميرزا احمد فراگرفت. او در همين دوران از محضر درس بزرگاني چون ميرزا عبدالله طبرسي حضور يافت كه موضوع درسش آثار فلسفي سبزواري بود. دانش پژوه در حوزه علميه قم از محضر استاداني همچون ميرزا ابوالفضل گلپايگاني در درس « القوانين المحكمه » ميرزاي قمي و حضرت آخوند ملا علي همداني و آيت الله مرعشي نجفي در درس « شرح لمعه » استفاده كرد. استاد در باره محضر درس آيت الله مرعشي نجفي زنجاني چنين مي گويد: « هنوز لذات نوادر اادبي را كه از آيت الله مرعشي مي شنيدم در كام ذهنم هست . او بعد از دوسال اقامت در قم ، به آمل برگشت و در نزد ابوالقاسم فرسيوي و آقا محمد عروي دينه اي « مكاسب » و « رسائل » شيخ مرتضي انصاري را فراگرفت. چهار سالي در مدرسه سپهسالار قديم از محضرميرزامهدي آشتياني در درس فلسفه بهره برد . همسر و فرزندان : محمد تقي دانش پژوه در سال 1307 ازدواج نمود. زمان و علت فوت : محمدتقي دانش پژوه در 27 آذر سال 1375 ، در تهران درگذشت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمدتقي دانش پژوه پس از فارغ التحصيل شدن به عنوان كمك كتابدار در كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران مشغول به كار شد. ليسانس حقوق دانش پژوه به او اجازه داد تا به عنوان رئيس كتابخانه دانشكده ادبيات موقعيت خود را تحكيم بخشد. در سال 1332 به رياست كتابخانه مركزي آن دانشگاه منصوب گرديد و در سال 1343 مشاور فني كتابخانه مركزي و در سال 1326 عضو كميته علمي آن شد. فعاليتهاي آموزشي : محمدتقي دانش پژوه از سال 1334 در دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران به تدريس منطق و تاريخ فلسفه اسلامي و تاريخ خاورشناسان و روش تحقيق در دوره ليسانس و فوق ليسانس پرداخت و در دوره دكترا نيز تدريس عرفان اسلامي را آغاز كرد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : ورود محمدتقي دانش پژوه به دانشگاه سرآغاز ورود او به عرصه تحقيق و پژوهش بود. او در همين راستا و به منظور كسب اطلاعات كتاب شناسي و نسخه شناسي به دستور دانشگاه تهران به شهرهاي بغداد ، نجف ، كربلا و كاظمين در كشور عراق و شهرهاي مدينه و مكه در عربستان سعودي در سال 1345 و به شهرهاي مسكو ، لينگراد سابق ، تفليس ، دوشنبه ، تاشكند ، بخارا ، سمرقند و باكو در شوروي سابق و شهرهاي پاريس و مونيخ ، لين ، اترخت و استانبول در اروپا و شهرهاي كمبريج ، بوستون ، پرنيسول ، آن آربرميشيگان، شيكاگو و نيويورك در آمريكا سفر كرد. يادداشتهايي كه در اين سفرها برداشت آنچه مربوط به كشورهاي عربي بود در نشريه كتابخانه مركزي چاپ شده است و يادداشت هايش درباره نزديك به شش هزار كتاب در مجلد هشتم نشريه كتابخانه مركزي چاپ شده است. آرا و گرايشهاي خاص : در زمينه فهرست نگاري كار محمدتقي دانش پژوه فقط منحصر به اين نبوده است كه به معرفي ظاهري نسخه ها بپردازد بلكه سعي كرده با توجه همه جانبه به آنچه در يك صد سال اخير در غرب انجام شده و نيز عنايت و تجسس در ضوابط و شواهدي كه در خودمان و از ميان اصل نسخه ها بر مي آيد ، قواعد و فنون فهرست نگاري را تنظيم و حتي اسلوبي روشمند و متناسب را عرضه كند . او با توجه به مباني فهرست نويسي از ميان چهل پنجاه هزار نسخه متفاوت الشكل دقايقي را به دست آورده كه برخي از آنها بع نظر فهرست نگاران نيامده بود. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 « النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي » شيخ طوسي 2 « معتقد الاماميه » صدرالدين شيرازي 3 «تاريخ الوزراء» قمي 4 «جامع الحكمه » كاشاني 5 «رساله امامت» خواجه طوسي 6 «كسراصنام الجاهليه» صدرالدين شيرازي 7 آثار درويش طبسي 8 آثار علوي 9 اخلاق محتشمي 10 اسرار شهرياري 11 الاقطاب القطبيه 12 المنطقيات الفارابي( جلد سوم ) 13 النجاه ابن سينا 14 بحرالفوائد 15 تاريخ اسماعيليه كاشاني 16 تاريخ نگاري فلسفه 17 تبصره مساوي 18 تحفه 19 ترجمه « ادب الوجيز و تولي و تبري »از خواجه نصير طوسي 20 ترجمه « مختصر نافع » محقق حلي 21 ترجمه «النكت الاعتقاديه» شيخ مفيد 22 ترجمه شرايع 23 تصحيح التواريخ رشيدي 24 تصحيح زبده التوارخ كاشاني 25 جام جهان نما 26 جامع التواريخ 27 جاويدان خرد 28 چند نسخه خصوصي ديگر 29 حل مشكلات رساله معينيه 30 دفتر 11 و 12 نشريه دانشگاه تهران 31 ذخيره شهاب الاخبار 32 رساله المعينيه 33 روزبهان نامه 34 سه گفتار خواجه طوسي 35 سوانح الافكار رشيدي 36 شرح شهاب الاخبار 37 شرح فارسي شهاب الاخبار 38 شرح فصوص 39 طب ابن هندو 40 فرمان مالك اشتر 41 فرهنگ ايران زمين ويژگي اثر : با مشاركت منوچهر ستوده ، مصطفي مقربي ، عباس زرياب خويي ، ايرج افشار 42 فصول خواجه نصير طوسي 43 فلسفه اشراق ( حيات النفوس ) 44 فهرست كتاب هاي خطي كتابخانه مجلس سنا 45 فهرست كتاب هاي خطي كتابخانه ملي ملك وابسته به آستا قدس رضوي ويژگي اثر : با همكاري محمد باقر حجتي ؛ احمد منزوي ، تهران 1352-1354 دوجلد ، دو جلد 46 فهرست كتب اهدايي مشكوه به دانشگاه 47 فهرست ملي ملل ( جلد نهم ) 48 فهرست موسيقي 49 فهرست نسخ خطي كتابخانه آستانه مقدسه قم 50 فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه آستانه امامزاده عبدالعظيم -------------------------------------------------------------------------------- منابع : 1آينه ميراث ، سال اول ، شماره دوم ، پاييز 1377 ، ص 752روزنامه همشهري ، شماره 2058 ، 2 اسفند 13783گلزار مشاهير ، زندگي نامه درگذشتگان مشاهير ايران 1358-1376 ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ، ص274
سایت راسخون
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 22:10  توسط عبدالمجید ایدی  | 

  • سالشمار زندگی ایرج افشار

     


  • 1304 (16 مهر): زاده شدن در تهران (پدر: محمود - مادر: نصرت)

  • 1312- 1324: آموزش دیدن دبستانی و دبیرستانی (دبستان: زرتشتیان، شاهپور تجریش - دبیرستان: فیروز بهرام)

  • 1323- 1325: مدیر داخلی مجله «آینده»

  • 1324: دریافت گواهینامه دبیرستانی (رشته ادبی)

  • 1324 (15 آذر): پیمان همسری با شایسته افشاریه

  • 1324- 1328: آموزش دیدن دانشگاهی (دانشکده حقوق دانشگاه تهران: رشته قضایی، رساله: اقلیتها در ایران)

  • 1325- 1334: همکاری با مجله «جهان نو» (صاحب امتیاز: حسین حجازی)

  • 1326 (آبان): تولد بابک

  • 1328 (مهر): تولد بهرام

  • 1329: استخدام در وزارت فرهنگ به عنوان دبیر دبیرستانها، تدریس در دبیرستانهای شرف و قریب (ایرانشهر)

  • 1330- 1339: کتابدار کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران (به تشویق و اشراف دکتر محسن صبا و محمدتقی دانش پژوه)

  • 1331- 1332: سردبیر مجله «مهر» (صاحب امتیاز: مجیدموقر)

  • 1331تاکنون: بنیادگذاری مجله «فرهنگ ایران زمین» (باهمکاری محمدتقی دانش پژوه، منوچهر ستوده، مصطفی مقربی وعباس زریاب خویی ومدیر آن)

  • 1332 (شهریور): تولد کوشیار

  • 1333- 1345: انتشار «کتابهای ایران» (کتابشناسی سالانه)

  • 1333- 1335: سردبیرمجله «سخن» (صاحب امتیاز: دکتر پرویز ناتل خانلری)

  • 1334- 1340: مدیرمجله «کتابهای ماه» (نشریه انجمن ناشران که با همکاری موسسه انتشارات فرانکلین نشر می شد)

  • 1335- 1342: قائم مقام موقت مدیر عامل «بنگاه ترجمه و نشرکتاب» (مواقع نبودن ایشان)

  • 1335- 1336: گذراندن دوره آموزشی و تجربی کتابداری یونسکو در اروپا

  • 1336- 1337: همکاری در تاسیس «کلوب کتاب» که بعدها «انجمن کتاب» نام گرفت

  • 1337- 1348: تدریس مواد کتابداری در دانشسرای عالی وابسته به دانشگاه تهران

  • 1337- 1357: مدیر و سردبیر مجله «راهنمای کتاب» (صاحب امتیاز: دکتر احسان یارشاطر)

  • 1337- 1357: دبیر «انجمن کتاب»

  • 1340- 1357: تاسیس «نشریه نسخه های خطی» کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (باهمکاری محمدتقی دانش پژوه)

  • 1340- 1341: رئیس کتابخانه دانشسرای عالی

  • 1341(هفت ماه): رئیس کتابخانه ملی (تاسیس شعبه ایرانشناسی-کتابشناسی ایران وآغاز فهرست نگاری نسخه های خطی آنجا به همت عبدالله انوار)

  • 1341: بازگشت به تدریس در دانشسرای عالی

  • 1342 (تیر): تولد آرش

  • 1342- 1343: بازگشت به دانشگاه تهران و رئیس مرکز تحقیقات کتابشناسی

  • 1342: فهرست نگاری مجموعه کتابهای چاپی فارسی دانشگاه هاروارد(امریکا)

  • 1343: مدیرفنی دوره کتابداری «شواری خواندنیهای نوسوادان» (کمیسیون ملی یونسکو)

  • 1343- 1350: رئیس اداره انتشارات و روابط فرهنگی (بعدتر به نام اداره انتشارات و روابط کتابخانه ها)

  • 1344- تیر 1358: رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران

  • 1344- 1352: تدریس در دانشکده علوم اجتماعی

  • 1345- 1357: تاسیس مجله «کتابداری»، نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران

  • 1348: رئیس مرکز ملی کتاب وابسته به کمیسیون ملی یونسکو

  • 1348- 1357: دانشیار و سپس استاد رشته تاریخ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، همچنین تدریس در دانشکده علوم تربیتی (نسخه های خطی در رشته کتابداری)

  • 1348- 1351: مدیر مجله «ایرانشناسی»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

  • 1348- 1357: دبیر ثابت کنگره تحقیقات ایرانی (نه دوره سالانه)

  • 1357- 1361: تاسیس «سازمان کتاب» (بطور مستقل)

  • 1357- 1372: انتشار مجله «آینده»

  • 1362(28 آذر): مرگ پدر (دکتر محمود افشار)

  • 1368(زمستان): تدریس در دانشگاه برن (سویس)

  • 1372(26 دی): مرگ همسر (شایسته افشاریه)

  • 1374: فهرست نگاری نسخه های خطی فارسی در کتابخانه ملی اتریش (وین)



  • عضویت:

  • 1330: انجمن ایرانشناسی (به ریاست ابراهیم پورداود و دبیری دکتر محمد معین)

  • 1334- 1357: از مؤسسین و عضو انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی وابسته به کمیسیون ملی یونسکو

  • 1337(یک سال): شورای کتابخانه وزارت امور خارجه

  • 1341: شورای کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران

  • 1341: شورای «مؤسسه تحقیق در ادبیات و زبانهای ایرانی» (وزارت فرهنگ و هنر)

  • 1343- 1357: هیأت انتخاب کتاب (وزارتخانه های فرهنگ ـ آموزش و پرورش ـ فرهنگ و هنر)

  • 1344: شورای اجرایی «مرکز تحقیق و معرفی تمدن و فرهنگ ایران» (وزارت فرهنگ وهنر)

  • 1344: هیأت مؤسسان انجمن ایرانی تاریخ علوم و طب

  • 1351- 1355: شورای کتابخانه های عمومی تهران

  • 1351- 1357: کمیته جایزه کتاب سال

  • 1351- 1355: انجمن کتابداران ایران

  • 1353- 1357: هیأت اجرایی «انجمن تاریخ» وابسته به فرهنگستان «زبان و ادب» و دبیر آن

  • 1353: هیأت امنای کتابخانه اهدایی مجتبی مینوی به «بنیاد شاهنامه»

  • 1355: هیأت امنای چاپ آثار سید محمدعلی جمال زاده سپرده به دانشگاه تهران

  • 1356: ناظر استصوابی خوابگاه اهدایی محمدصادق فاتح به دانشگاه تهران

  • 1356- 1357: هیأت امنای «بنیاد فرهنگ ایران»

  • 1356- 1357: شورای عالی «سازمان اسناد ملی ایران»

  • 1358- 1361: هیأت مؤسسان «انجمن آثار ملی»

  • 1358: انجمن ایرانشناسی اروپا

  • 1362: شورای تولیت موقوفات دکتر محمود افشار (از متولیان منصوص)

  • 1368: عضو افتخاری مؤسسه مطالعات آسیای مرکزی و غربی دانشگاه کراچی (Institute of Central and West Asian Studies)

  • 1369: هیات کارشناسان بنیاد میراث اسلامی (الفرقان ـ لندن)، (Board of Experts ، Islamic Heritage Foundation ، Al - Furqan)

  • 1376: عضو افتخاری انجمن مطالعات ایرانی Society for Iranian Studies (امریکا)

  • 1376: شورای علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

  • 1377: شورای عالی مشاوران کتاخانه ملی (ایران)


  • + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 19:32  توسط عبدالمجید ایدی  | 


     

    ايرج افشار منتشر مي‌کند: «گاه‌شماري در ايران قديم»






    پس از چاپ «ماني‌شناسي» و «مشروطيت» از آثار باقي‌مانده‌ي سيدحسن تقي‌زاده به كوشش ايرج افشار، «گاهشماري در ايران قديم» او نيز مجوز انتشار دريافت كرده است.
    افشار قصد دارد، بعد از انتشار اين مجموعه، نسخه‌هاي به‌جامانده از تقي‌زاده را به دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي اهدا كند.

    تمام نوشته‌ها و گفته‌هاي بازمانده از سيدحسن تقي‌زاده به كوشش ايرج افشار در 20 مجلد منتشر خواهند شد كه «مشروطيت» اولين مجلد از اين مجموعه شامل نوشته‌هاي تقي‌زاده درباره‌ي جريان مشروطيت و بعضي وقايع مهم آن از جمله مجلس اول و دوم، كه او خود نيز عضو آن دو مجلس بود، از سوي نشر توس منتشر شده است.
    «ماني‌شناسي» مجلد بعدي اين اثر نيز به كوشش افشار چندي پيش از سوي اين مركز نشر چاپ شد؛ اما هنوز توزيع نشده است.
    همچنين از اين مجموعه، «گاه‌شماري در ايران قديم» كه سال‌هاي تطبيقي ايران باستان با سال‌هاي ميلادي و شمسي است، به تازگي مجوز انتشار دريافت كرده است.
    مجلدهاي بعدي اين مجموعه، «مقالات سياسي» و «مقالات تاريخي» ترجمه‌ي مرتضي ثاقب‌فر هستند كه براي دريافت مجوز انتشار ارائه شده‌اند.
    سيدحسن تقي‌زاده يكي از افراد مؤثر در جريان استقرار مشروطيت، از سياستمداران كشور و از پژوهشگران تاريخي بود.
    پس از درگذشت او، تعدادي از نوشته‌هايش به نام «مقالات تقي‌زاده» به‌ كوشش ايرج افشار در 10 مجلد به چاپ رسيد؛ ولي ناتمام ماند، كه اينك به كوشش افشار كه نوشته‌هاي تقي‌زاده بنا به وصيتش نزد او مانده بود، در 20 مجلد منتشر خواهند شد.
    افشار قصد دارد، بعد از انتشار اين مجموعه، نسخه‌هاي به‌جامانده از تقي‌زاده را به دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي اهدا كند.
    اين مجموعه‌ عبارت ‌است از: «فردوسي شاهنامه»، «جستارهاي ادبي و زباني»، «كتاب‌ها، سرگذشت‌ها، خاورشناسي»، «روزگار قاجار»، «نسخه‌هاي مجلس شوراي ملي»، «نسخه‌هاي مجلس سنا»، «تصميم و تربيت»، «تاريخ علوم و طب»، «تاريخ عربستان»، «گاه‌شماري اصلي»، «يادداشت‌هاي گاه‌شماري»، «جوهر تاريخ»، «زندگي طوفاني»، «نامه‌هاي لندن و نامه‌هاي ديگر»، «اسناد پايدار» و «اوراق تازه‌ياب».

    منبع: میراث مکتوب

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:46  توسط عبدالمجید ایدی  | 


     

    “تنگه بهرام چوبین” اوج نمایش تاریخ ساسانی در استان ایلام

    کارشناس باستان شناسی در استان ایلام گفت: اثر تاریخی “تنگه بهرام چوبین” اوج نمایش تاریخ ساسانی در ایلام را به تصویر کشیده است.

    عنوان: به نقل از مهر؛ علیرضا پور احمد صبح یکشنبه در بازدید از تنگه بهرام چوبین واقع در شهرستان دره شهر از توابع استان ایلام گفت: تنگ بهرام یکی از زیباترین جاذبه های تاریخی استان ایلام محسوب می شود.

    وی بیان داشت: تنگ بهرام چوبین از پدیده های طبیعی زیبا و دربرگیرنده بناهایی ازدوران ساسانی و قرون اولیه اسلامی است که در شهرتاریخی دره شهر در ساحل راست رودخانه دائمی سیمره قرار دارد که طبق کاوشهای انجام گرفته در این شهرتاریخی، تاریخ آن را قرون اولیه اسلامی اعلام کرده اند.

    این کارشناس عنوان کرد: شهرستان دره شهر مطمئناً در دوران ساسانی شهری را شامل می شده که در دوران اسلامی گسترش و رونق یافت.

    وی افزود: آثار فراوانی از دوره ساسانی به دست آمده که گویای آبادانی این منطقه در دوره ساسانی است و تنگ بهرام چوبین یکی از دره های باریک با دیوارهای صخره ای بسیار بلند و موقعیت طبیعی استراتژیک است.

    پور احمد عنوان کرد: این دره را به بهرام چوبین سردار ساسانی نسبت می دهند و دربخش ورودی ودیوارهای این دره تماشایی آثاری از دوره ساسانیان برجای مانده است.

    وی ادامه داد: آثار پلکانی سنگی که درصخره های سخت گذر تنگه برای دسترسی به بخش جنوبی تنگه احداث شده توجه بیننده را جلب می کند.

    وی افزود: زیبایی طبیعی سرکش و یادگارهای تاریخی آن، این تنگه را یک میراث ارزشمند ساخته که به سبب دورافتادگی آن از نظرها دورمانده است.

    پوراحمد یادآور شد: در دره تنگ چوبینه، در فاصله ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی دره شهر، بقایایی از بناهای قلوه سنگی و ملاط گچ دوران ساسانی دیده می شود که با مصالح معماری موجود در محل کاملاً مرتبط هستند.

    وی تصریح کرد: هنوز هم قسمتهایی از دیوارکشی بر روی ارتفاعات شمالی و جانبی تنگه به طبع وضعیت طبیعی کوه های اطراف، با همان شیوه معماری و مصالح انجام می شود و بدین وسیله دهانه تنگه ، کاملاً مسدود و مهار شده است.

    پور احمد بیان داشت: در سینه کش ارتفاعات شرقی و دقیقاً در دامنه فرو رفتگی کوه ، چشمه آبی ، درون صخره ها جریان دارد که سطوح جانبی مسیر آن در گذشته حجاری شده اند .

    آثار دست ساز درون این صخره ها و سد موجود در دهانه آن، با منظره طبیعی تنگه، چشم اندازی دل انگیز و دلنشین ایجاد کرده است که می تواند جاذبه ای زیبا برای گردشگران به خصوص در ایام عید باشد.

      منابع : سایت عنوان نیوز

    سایت ایلام تودی 

    + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 16:55  توسط عبدالمجید ایدی  | 

    دکتر آموزگار کارنامه ای درخشان دارند. از دانشگاه سوربن (1968) فارغ التحصیل شدند. از سال 1349 تا 1362 در سمت استادیار دانشکده ی ادبیات تدریس کردند و از سال 1373 تا 1385 در سمت استادی دانشکده ی ادبیات ادامه ی تدریس دادند.

    دکتر ژاله ی آموزگار علاوه بر تدریس عضویت در مجامع علمی داخلی و خارجی دارند که از آن جمله:

    1. 1- عضویت شورای عالی علمی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
    2. 2- عضویت در هیئت مشورتی انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران.
    3. 3- عضویت در کمیته ی مدیریت نشریه Abstracta Iranica نشریه فرانسوی زبان (IFRI).
    4. 4- عضویت هیئت آئین کتاب و جوایز بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
    5. 5- عضو گروه داوری پژوهش های ادبی.
    6. 6- عضو گروه داوری پژوهش های زبان شناسی.
    7. 7- عضو پیوسته گروه انسان شناسی دانشگاه تهران.
    8. 8- عضو وابسته هیأت علمی گروه آموزشی مطالعات عالی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران.
    9. 9- عضو وابسته فرهنگستان زبان ایران.
    10. 10- عضو گروه واژه گزینی فرهنگستان زبان ایران.

    از دکتر ژاله آموزگار مقالات و کتاب های بسیاری به زبان فارسی و فرانسه منتشر شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    1- ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، چاپ اول، انتشارات دانشگاه تهران، 1363؛ چاپ پنجم 1377، انتشارات توس.

    2و 3 . نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایرانیان، نوشته ی آرتور کریستن سن ، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، احمد تفضلی، جلد اول، چاپ اول، 1364، جلد دوم، چاپ اول، 1367، نشر نو، برنده لوح تقدیر و جایزه «کتاب سال» برگزیده دانشگاه های کشور (1370). (چاپ دوم دو جلد با هم)، چاپ سوم، نشر چشمه، 1383، چاپ چهارم 1386.

    4- شناخت اساطیر ایران ، نوشته ی جان هینلز، ترجمه ی ژاله آموزگار، احمد تفضلی، چاپ اول (221 ص)، 1368، نشر چشمه، نشر آویشن. چاپ دهم، نشر چشمه، 1385.

    5- اسطوره زندگی زرتشت، تألیف، با همکاری احمد تفضلی، چاپ اول (هفت + 154 ص)، 1370، نشر چشمه، نشر آویشن. چاپ پنجم 1382، نشر چشمه، 1385.

    6- ارداویراف نامه (ارداویرازنامه): حرف نویسی، آوانویسی، ترجمه متن پهلوی، واژه نامه، فیلیپ ژینیو، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، چاپ اول (95+173 ص) 1372، نشر معین، انجمن ایران شناسی فرانسه، چاپ دوم با افزوده ها، 1382، چاپ سوم 1386

    7- زبان پهلوی ، ادبیات و دستور آن، تألیف ژاله آموزگار، احمد تفضلی، چاپ اول (نه + 154ص)، 1372، نشر معین. چاپ چهارم 1382.

    8- تاریخ اساطیری ایران ، تألیف ژاله آموزگار، چاپ اول (شش + 97 ص) 1374، انتشارات سمت؛ چاپ ششم 1383، چاپ نهم 1386.

    9- نظارت و کوشش در چاپ کتاب تاریخ ادبیات پیش از اسلام، احمد تفضلی، نشر سخن، 1376.

    10- تجدید نظر و تجدید چاپ کتاب مینوی خرد، احمد تفضلی، 1379.

    11- کتاب پنجم دینکرد، انتشارات معین، 1386.

    12- زبان ، فرهنگ و اسطوره ، مجموعه مقالات، انتشارات معین، 1386.

    13- نظارت در ترجمه کتاب کتیبه های هخامنشی ، نوشته پیرلوکوک، 1382. تجدید نظر مجدد 1386.

     

    علاوه بر کتاب های فوق از دکتر ژاله آموزگار هشتاد و شش مقاله در نشریات معتبر علمی منتشر شده است.

    + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 11:36  توسط عبدالمجید ایدی  | 

     
    - هاشم رضى شارح، مترجم، پژوهشگر متون كهن و ايران شناس متولد ۱۳۰۳ تهران
    - از معدود كسانى كه بر زبانهاى پهلوى، سانسكريت و ميخى مسلط هستند
    - مسلط بر زبانهاى عربى، آلمانى، انگليسى و فرانسه
    - اقدام به انتشار ديوان ظهير فاريابى براى نخستين بار در ايران
    - اقدام به انتشار ديوان جامى براى نخستين بار در ايران
    - اقدام به انتشار آثار اوحدى مراغه اى براى نخستين بار در ايران
    - تأليف و تدوين فرهنگ نام هاى اوستا براى نخستين بار در جهان ۱۳۴۳
    - تأليف و تدوين دانشنامه ايران باستان براى نخستين بار در جهان ۱۳۸۰
    - تأليف و تدوين كتاب جشن هاى ايران باستان براى نخستين بار در جهان ۱۳۵۷
    - تأليف، تصحيح و ترجمه بيش از ۸۰ جلد كتاب
    - برخى از آثار وى عبارتند از: ونديداد (ترجمه، شرح، واژه نامه در ۲ جلد)، گنجينه اوستا، تاريخ مطالعات دين هاى ايرانى، مدعيات نبوت و مهدويت، خودآموز خط و زبان اوستايى (براى نخستين بار در ايران و جهان)، دستور زبان اوستايى، فارسى باستان، پيدايش روانكاوى (فرويد)، آينده يك پندار (فرويد)، اصول روانكاوى (فرويد) و...


    هاشم رضى متولد سال ۱۳۰۳ است و كهنه سالى دارد و حالا در آستانه ۸۱ سالگى است. ۲۲ ساله بود كه ترجمه چند رمان را با اسم مستعار و چند مجموعه شعر منتشر كرد. از سال ۱۳۳۹ اولين كار جدى اش در زمينه ادبيات فارسى انتشار ديوان «ظهير فاريابى» بود. سال ۱۳۴۲ ديوان كامل جامى را براى اولين بار و بعدها كتاب «اصول روانكاوى»، «پيدايش روانكاوى» و سه رساله درباره «تئورى ميل جنسى» را از فرويد ترجمه كرد. در حوزه دين اولين كتابش اثر ۲۵ جلدى تاريخ اديان بود كه تاكنون هفت جلد آن را منتشر كرده است.
    درباره اين مجموعه خودش مى گويد: «اولين جلد به نام «نظام مذهبى جهان» سال ۴۲ درآمد. سال ۴۳ «پيدايش فلسفه و دين و جادو»، سال ۴۴ «پژوهشى در اساطير و رابطه آن با اديان» منتشرشد و در فاصله سال هاى ۴۵ تا ،۴۸ سه جلد ديگر به اسم «ديانت و فرهنگ اديان ابتدايى» را كار كردم كه مشكلات ساواك شروع شد و جلوى انتشار بقيه را گرفتند.»
    هاشم رضى به گفته خودش از سال ۱۳۴۲ وارد حوزه ايرانشناسى شده است و در اين سال كتاب «اديان بزرگ جهان» را نوشت كه شامل ۵ دين بزرگ جهان بود. مى گويد: «اول زرتشت و دين او را نوشتم. از آن زمان كشش فوق العاده اى به سمت تاريخ وفرهنگ و زبان هاى ايران باستان پيداكردم.»
    مشوقانش در اين راه چه كسانى بودند؟ مى گويد: «سال ۴۲ بود كه با «پورداوود» و دكتر «فره وشى» آشنا شدم. در همان سال هاى ۴۳ بود كه احتمالاً كنگره جهانى درباره آيين مهر در ايران برگزار شد و من كتاب فرهنگ نام هاى اوستا را كه در سه جلد تدوين كرده بودم با تشويق استاد پورداوود منتشر كردم. درآن مقطع پروفسور «لنتس» و «رامپيس» از استادان بزرگ اوستاشناسى در آلمان به ايران آمده بودند و از اين اثر بسيار تمجيد كردند و مقدمه اى بر آن نوشتند. اين كتاب اولين كار اساسى ام در حوزه ايرانشناسى بود.»
    هاشم رضى از سال ۱۳۵۶ ديگر مقوله روانكاوى را كنار مى گذارد و يكسره به ايران شناسى مى پردازد و زبان هاى اوستايى و سانسكريت و فارسى باستان را مى آموزد و راه برايش در زمينه تحقيق در ايران شناسى هموار مى شود. دكتر فره وشى نيز همچنان به تشويق او مى پردازد و به گفته خود رضى «علاقه داشت تا در زمينه آيين ميترائيسم كار كنم كه تا آن موقع در اين زمينه كار نشده بود. توصيه ايشان اين بود كه مخصوصاً دو كتاب اصلى از «فرانتس كومن» را ترجمه كنم. يكى همين آيين پررمز و راز ميترايى است كه اخيراً منتشر شده و كتاب دو جلدى ديگرى هم بود كه هنوز بعد از صدسال كتاب مرجع در اين زمينه است. يك جلد آن تصاوير ميترايى است و جلد ديگر، شرح تصاوير جلد اول و متون ميترايى در تمام جهان است.»
    درباره اين اثر، هاشم رضى مى گويد: «اين اثر غير از آن كتاب است. اين كتاب در دو جلد و در ۱۲۰۰ صفحه با مجموعه اى ازتصاوير ميترائيسم منتشر خواهدشد.
    اهميت كتاب در تصاوير آن است. چون آيين ميترايى، ۹۰ درصد از روى همين تصاوير پژوهش و تحقيق شده است. در اين حوزه متون كهن نداريم. شايد بيش از ۳۰ صفحه متن كهن نداريم.» يكى ازمهمترين كتاب هاى تأليفى هاشم رضى كتاب «حكمت خسروانى» اوست. درباره اين كتاب خودش مى گويد: «در اين كتاب عرفان و حكمت از زرتشت تا عصر سهروردى و پژوهش هاى تطبيقى ازكهن ترين ازمنه ايرانى تا ملاهادى سبزوارى در فرهنگ هاى يونانى، رومى و جهان اسلامى، مورد مقايسه و سنجش و پژوهش قرار گرفته است و مستندات بسيارى فراهم آورده ام.»
    رضى در مقدمه كتاب نيز مى نويسد: «حكمت اشراقى در سرودهاى حكيم و پيام ايران باستان متبلور است و چون هنر دقيق و شگفت و آيينه تراش دار و متبلورى است كه هرزمان به فراخور و از زاويه اى درخشيده و ديده شده است.
    ايرانيان در: فلسفه، حكمت، عرفان، رياضى، نجوم، شعر، نگارگرى و... آنچنان ورزيده بودند كه تنها با كاوشى در آثار معدود و اندك بازمانده از اعصار كهن، تنوع و گستردگى آن را درمى يابيم.
    زبانى چون زبان رودكى و دقيقى و فردوسى _ و كهن ترين تفسيرهاى فارسى از قرآن كريم و تاريخ هاى برجامانده در قرن هاى چهارم تا ششم _ حاكى از آن است كه افزون از هزارسال پيشينه بايستى تا اين چنين زبانى پايدار و كارساز به وجودآمده باشد كه پس از هزار و اندى، هنوز قابل فهم و روان براى همگان باشد.»
    او سپس ادامه مى دهد كه: «كار سهروردى در فلسفه و حكمت، دنباله همان راه پيشينيان است. حكمت اشراق، حكمت فهلويون، خسروانى ها، جاويدان خردها (حكمة الخالده) و اصحاب نور است. سهروردى ميان حلقه اى از اين زنجيره شگفتى آفرين است. نخستين نيست كه پيش از وى بوده اند و پس ازاو تا به «سيدحيدر آملى» و حاج ملاهادى سبزوارى نيز ادامه داشته و دارد.»
    از نظر هاشم رضى «بى گمان سهروردى با منابع اصلى پهلوى _ اوستايى آشنايى داشته و از آن گنجينه استفاده مستقيم كرده است. البته بايد اشاره شود كه «حمدالله مستوفى» در كتاب «نزهة القلوب» درمورد «سهرورد» كه از توابع زنجان است و نزديك به زمان وى تأليف شده، نقل كرده كه زبان مردم آنجا «پهلوى _ فهلوى» است و بدان سخن مى گويند. از ديگر سو، اشارات و شرح هايى كه سهروردى و اصحاب او از حكمت خسروانى كرده اند و استعارات و كنايه ها و رمزهايى كه درباره نور، آتش، امشاسپندان، ظهور كثرت، انوار قاهره، بهمن يا صادر اول و اسطوره ها... كرده اند خود روشنگر اين اصل است.»
    او سپس اذعان مى كند «هنگامى كه سرگرم پژوهش در حكمت اشراق» بوده «بسا نكات مبهم در ترجمه سرودهاى زرتشت (گاثاها) را كه بسيار دشوار مى نمود _ به موجب اشاره ها و شرح هاى سهروردى دراين زمينه دريافته و كار ترجمه را ميسر نمود.»
    تحقيق هاشم رضى پيرامون همين تحقيقات بود كه به مقتضاى جمع آورى اسناد و مدارك موردنيازش به درازاكشيد و البته محصول و ثمره آن كتاب وزين «حكمت خسروانى» است.
    از ديگر كتابهاى مهم هاشم رضى «دين و فرهنگ ايرانى پيش از عصر زرتشت» نام دارد، كتابى كه به تاريخ اوليه ايران، پيش ازمادها و هخامنشيان مى پردازد.
    ديانت ادوار كهن ايران و روش هاى معمول در ديانت و پرستش، پيش از ظهور «زرتشت» ازجمله مباحثى است كه دراين كتاب به كنكاش گرفته مى شود.
    در بخش اول كتاب، اوضاع طبيعى و زندگى اجتماعى و فرهنگى ساكنان اوليه فلات ايران از دوره هاى پيش از تاريخ تا ورود آرياييان به ايران بررسى شده است.
    بخش دوم، به «ورود عناصر هند و اروپايى، فرهنگ و تمدن آنان» اختصاص دارد. موضوع بخش سوم «ورود ايرانيان به فلات»، نظام اجتماعى و اقتصادى و ديانت و آيين هاى آنان در اين دوره است. در بخش چهارم كتاب، طلوع و افول پادشاهى ماد و در بخش پنجم نت در دوره امپراتورى هخامنشى در ايران بررسى شده است. بخش پايانى كتاب اختصاص دارد به بررسى «جاى ونديداد در اوستاى ساسانى و شيت هايى درباره خدايان پيشين».
    «آيين مغان» (پژوهشى درباره دين هاى ايرانى) از ديگر كتابهاى هاشم رضى است كه درباره دين هاى باستانى ايران است و او با استفاده از متون كلاسيك يونانى، رومى، اوستايى، پهلوى و فارسى زرتشتى، دين هاى باستانى ايران را مورد نقد و بررسى قرارداده است.
    هاشم رضى، نخست نوشته ها و پژوهش هاى مورخان جهان باستان را درباره زرتشت و اوستا و ساير اديان و مذاهب ايرانى نقل كرده و پس از آن به نقد آنها پرداخته است.
    طى مباحث اين كتاب، مسائلى بسيار درباره آيين هاى «زروانى»، «ميترايى» و مانوى مطرح شده و موردمقايسه قرارگرفته و روابط آنها با دين زرتشتى و نفوذشان در يكديگر بيان شده است و به همين جهت خواننده عادى را ارضا نمى كند و اغلب لازم است خواننده مطالعات و آگاهى هاى قبلى دراين مورد داشته باشد.
    از ديگر كتابهاى خوب هاشم رضى كتاب «جشن هاى آتش» اوست، پژوهشى درباره جشن هاى آتش در جهان و مراسم برگزارى و آيين هاى سنتى ميان زرتشتيان و پارسيان. كتاب در دو بخش جداگانه تنظيم شده است؛ بخش اول پس از بحث كوتاهى درباره چگونگى انتشار آيين مهر در مغرب زمين به شيوه برگزارى جشن مهرگان در دوران هخامنشى و ساسانى پرداخته است. مراسم گوناگون و انجام سنت ها و آيين ها كه در بسيارى موارد با نوروز يكسان بوده و هست موردبحث قرار گرفته. در پايان اين بخش از شب يلدا، اين خاطره كهن ايرانى كه با مراسم و سنن و شادمانى برگزارمى شود مطالب جالب و خواندنى نوشته شده است.
    از مهمترين آثار «هاشم رضى» مى توان به كتاب اوستا اشاره كرد، كتابى كه بهتر است نوشته ام را با نظر «موبد موبدان رستم شهرزادى» درباره آن و نويسنده آن به پايان ببرم تا قدر «هاشم رضى» كمى بيش از پيش عيان شود.
    او مى نويسد: «درود بر فروهر پاك انديشمندانى چون ابوريحان بيرونى، سهروردى، ابراهيم پور داوود، بهرام فره وشى و... كه براى شناساندن فرهنگ اين مرز و بوم از هيچ كوششى دريغ نورزيدند. هاشم رضى نيز ازجمله اين كسان است؛ پژوهشگر خستگى ناپذيرى كه سالهاست سخنان اشوزرتشت را با ديده دل نگريسته و با پيروى از پيام او كه «هردانايى بايد ديگران را از دانش خود بهره مند سازد» باپژوهش و نوشته هاى خود راه را براى هر عاشق آيين وفرهنگ ايرانى هموار ساخته است. باشد تا فرهنگ دوستان، سال هاى بسيار از قلم اين پژوهشگر ارجمند بهره مند شوند.»
    جاى بسى خوشبختى براى نويسنده كه امضاى «موبد رستم شهرزادى» پيشواى دينى زرتشتيان ايران بر پاى اين نوشته است.
    در پایان سیاهه ای از آثار گرانقدر استاد رضی را جهت اطلاع خوانندگان می آوریم:
    تالیفات: حکمت خسروانی- آموزش خط میخی-جشن های آب-آیین مغان-دانشنامه ایران باستان-اوستا....-زرتشت پیامبر ایران باستان-آیین مهر-پژوهشی در گاهشماری و جشن های ایران باستان-جشن های آتش-متون شرقی و سنتی زرتشتی-اوستا کهنترین گنجینه مکتوب ایران
     
    ترجمه ها :تاریخ تمدن و زندگی مردم جهان-زرتشت در گاثاها(والتر هینتس)-آیین پر رمز و راز میترایی.
     
    سلامتی اش مستدام باد.
     
     
    منابع : روزنامه ایران

     

    + نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 19:2  توسط عبدالمجید ایدی  | 

     مهرداد بهار

    ايران شناس وپژوهشگر اسطوره شناس

     

     در دهم مهرماه 1308 ه.ش. در خانواده محمد تقي ملك الشعرا بهار در تهران چشم به جهان گشود.وي پنجمين فرزند ملك الشعراي بهار بود.تحصيلات ابتدايي را در دبستان "جمشيد جم" سپري كرد ودوره متوسطه را در دبيرستانهاي "فيروز بهرام" و "البرز" تهران به پايان رسانيد.

     

    پس از اتمام دبيرستان به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران رفت ودر رشته زبان وادبيات فارسي به تحصيل پرداخت.از همان زمان به طور جدي وارد عرصه فعاليتهاي سياسي شد واز دانشجويان مبارز وفعال سياسي عليه رژيم پهلوي در دانشكده ادبيات به شمار آمد.

     

    سال 1334 در دانشگاه تهران ثبت نام كرد ودر 1336، دوره كارشناسي زبان وادبيات فارسي را به پايان برد.در زمستان 1337 براي ادامه تحصيل در حوزه ايران شناسي به لندن رفت ودر پاييز 1338 در مدرسه زبانهاي شرقي وآفريقايي گروه مطالعات ايراني دانشگاه لندن نيز نزد استاداني چون والتر هنينگ، مري بوريس، هارولد بيلي، دي.ان.مكنزي وه.بيوار به مطالعه وپژوهش پرداخت.دوره كارشناسي ارشد را در رشته مطالعات كهن وميانه ايراني كه شامل تاريخ وفرهنگ وزبانهاي ايران باستان بود، در سال 1342 به پايان برد.آنگاه دو سال ديگر در دوره دكتري براي رساله اي با عنوان "آفرينش در اساطير ايران" زير نظر مري بوريس پژوهش كرد.اما سر انجام پس از شش سال اقامت در انگلستان به ايران بازگشت، در حالي كه در آنجا از رساله دكتري خود دفاع نكرده بود.

    پس از بازگشت به ايران وارد دانشگاه تهران شد ودر گروه تازه تاسيس زبان شناسي وفرهنگ وزبانهاي باستاني زير نظر دكتر صادق كيا رساله دكتري خود را تكميل كرد ودر سال 1345 موفق به اخذ درجه دكترا در اين رشته شد ويك سال در آنجا تدريس كرد.در همين سال دكتر محمد مقدم تقاضاي استخدام او را در گروه فرهنگ وزبانهاي باستاني كرد كه از سوي ساواك رد شد.در سال 1346 در بانك مركزي استخدام شد وازآنجا به صورت مامور به خدمت دربنياد فرهنگ وآنگاه در فرهنگستان ادب وهنر ويك دوره در فرهنگستان زبان مشغول گرديد.در سال 1358 ناگزير به بازگشت به بانك مركزي شد، اما در سال 1367 با بيست وسه سال خدمت خود را بازنشسته كرد.

     

    در طول اين دو دهه خدمت به عنوان استاد مدعو، در گروه فرهنگ وزبانهاي باستاني وگروه تاريخ اديان دانشگاه تهران تدريس مي كرد.استاد بهار با دكتر زهره سرمد دختر صادق سرمد، ازدواج كرد كه سه فرزند حاصل زندگي مشترك آنان است.

     

    "واژه نامه بندهش" نخستين كار اوست. بندهش شايد يكي از مشكل ترين كتابهاي پهلوي باشد.پس از آن "جستاري در اساطير ايران" ، "از اسطوره تا تاريخ" ، "اديان آسيايي" ، "سخني چند درباره شاهنامه" ، "اشكانيان" و"درباره قيام ژاندارمري خراسان به رهبري كلنل محمد تقي خان پسيان"  از تاليفات اين اسطوره شناس ومحقق تاريخ ايران باستان به شمار مي رود.

    آخرين كتاب او"ادبيات مانوي" است كه طي تلاشي مشترك پنج ساله با دكتر ابوالقاسم اسماعيل پور در عرصه ادبيات ايران باستان در سال 1370 به پايان رسيد. كتاب ادبيات مانوي نوشته هاي نظم ونثر ماني وپيرو هاي ماني است كه در چين زندگي مي كردند.دكتر بهار ودكتر اسماعيل پور با كشف آثار ديني وفلسفي در كشور چين توانستند به اين نوشته ها دست يابند.

     

     

     مجموعة آثار بهار عبارت اند از: واژه نامه بندهش (پهلوي - فارسي) ( تهران، بنياد فرهنگ، 1345)، جمشيد شاه (كانون پرورش   فكري كودكان ونوجوانان، 1346)، بستور(تهران، كانون پرورش، 1347)، واژه نامه گزيده هاي زاد اسپرم (پهلوي-فارسي) ( تهران، بنياد فرهنگ، 1351)، اساطير ايران (بنياد فرهنگ، 1351)، اشكانيان ( تهران،دانشگاه آزاد ايران، 1355)، پژوهشي در اساطير ايران (تهران، توس 1362، ويراست دوم، آگاه 1375)، تصحيح ديوان اشعارملك الشعرا بهار (تهران،  توس، 1368)، درباره قيام ژاندارمري خراسان به رهبري قلنل محمد تقي خان پسيان (معين، 1369)، بندهش فرنبع دادگي (توس، 1369)، رستم و ديو سفيد (نگار، 1370)، سخني چند درباره شاهنامه (پيوست كتاب داستان هاي شاهنامه فردوسي، سروش-نگار، 1372)، تخت جمشيد (با نصراله كسرائيان، تهران 1372)، رستم و سهراب (نگار 1373)، جستاري چند در فرهنگ ايران (فكر روز، 1363، چ 2 1364)، اديان آسيايي (جمشيد، 1375، چ 3، 1379)، از اسطوره تا تاريخ (چشمه، 1376، چ 2، 1377) و ادبيات مانوي (با ابوالقاسم اسماعيل پور، كارنامه 1382).دكتر مهرداد بهار استاد ايران شناسي كه با نگاهي نو به تاريخ وفرهنگ اساطير ايراني نگريسته است در 22 آبان 1373 ودر 65 سالگي بر اثر بيماري سرطان خون درگذشت.بهار اولين فردي است كه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

    يادش گرامي باد ...

    منابع : وبگاه سازمان میراث فرهنگی

    وبگاه انجمن انسان شناسی ایران

    + نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 10:31  توسط عبدالمجید ایدی  | 

    >پرتال اخبار دانشگاهی<

      RSS 

    POWERED BY
    BLOGFA.COM


    جدیدترین قالبهای بلاگفا


    جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ




    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت

    تقویم شمسی

    تقویم شمسی

    كد ساعت و تاريخ

    وضعیت آب و هوا

    دیکشنری