زمان برگزاری کنگره تاریخ دانان ایران مشخص شد : کنگره از چهاردهم الی شانزدهم شهریور ماه سال 1391 در شهرهمدان و دانشگاه بوعلی سینا همدان برگزار می شود.
شهر همدان از عصر روز سیزدهم شهریور ماه آماده پذیرایی از میهمانان کنگره است.
زمان اختتامیه کنگره : ظهر روز شانزدهم شهریور ماه است.
پل ارتباطی با کنگره:
info.ncih@ishistory.ir
09386069323- سیفان
منبع : انجمن ایرانی تاریخ
دکتر نوشین دخت نفیسی کارشناس پیش کسوت در حوزه موزه داری روز شنبه شانزدهم اردیبهشت دار فانی را وداع گفت.
دکتر نوشین دختنفیسی فرزند ارشد محقق، مورخ و پژوهشگر فقید سعید نفیسی بود. وی در سال 1309 در تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبیرستان رازی تهران به زبان فرانسه گذراند و از دانشگاه کلکته در رشته تاریخ و تمدن اسلامی، از دانشگاه پاریس در رشته زبان و تمدن فرانسه فارغ التحصیل شد. او به زبانهای انگلیسی، فرانسه، عربی و ایتالیایی آشنایی داشت و از پیشکسوتان موزه داری در ایران به شمار می رفت. کتاب «موزه داری» از آثار اوست که انشارات سمت آن را منتشر کرده است. روحش شاد، یادش گرامی باد.
کنگره تاریخدانان ایران با گردهمایی خانوادۀ بزرگ مورخان، استادان و معلمان، دانشجویان و همۀ پژوهشگران حوزۀ تاریخ در شهریور ماه 1391 در شهر همدان برگزار خواهد شد. اهداف اصلی این کنگره، گردهم آمدن تاریخدانان برای تعامل بیشتر، برگزاری نشستهای علمی و پژوهشی و تبادل نظر در موضوعات شغلی، حرفهای و علمی دانشآموختگان تاریخ است. از کلیه علاقهمندان به ارائه مقاله در نخستین کنگره تاریخ دانان کشور دعوت میشود آخرین نتایج مطالعات و تحقیقات تخصصی خود در دوره های مختلف تاریخ ایران را برای داوری به دبیرخانه کنگره ارسال نمایند. بنا به اهمیت وضعیت کنونی پژوهش و آموزش رشته تاریخ در ایران و مسایل و چالش های آن، نگاهی ویژه به مسائل این دو حوزه مدنظر است.
در این خبرنامه :
گفتگو با آقای دکتر ولوی رئیس انجمن یرانی تاریخ
گفتگو با آقای دکتر یوسفی فر
مصاحبه با استاد ارجمند جناب آقای دکتر ناصر تکمیل همایون
و ... گنجانده شده است.
منبع : انجمن ایرانی تاریخ
دومین دوره کارگاه سند شناسی و سند خوانی به همت انجمن ایرانی تاریخ برگزار شد.
جلسه اول این کارگاه امروز پنجشنبه از ساعت 9 تا 14.30 با حضور جناب آقای محسن روستایی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی برگزار شد.
طول مدت این کارگاه چهار جلسه در نظر گرفته شده است که در هفته های آینده ادامه خواهد یافت.
به اطلاع می رساند مطابق معمول، مجمع عمومی انجمن ایرانی تاریخ روز پنجشنبه، چهارم خردادماه 1391 برگزار خواهد شد. یادآور می شود به دلیل افزایش دوره هیئت مدیره از دو سال به سه سال (مصوبه کمسیون انجمن های علمی) ضرورت دارد قبل از تشکیل مجمع عمومی اصلی، مجمع فوق العاده ای جهت تعیین طول دوره خدمت هیئت مدیره برگزار شود. بدین وسیله از اعضای محترم پیوسته انجمن دعوت می شود در این مجمع که همزمان در محل پژوهشگاه علوم انسانی برگزار خواهد شد، حضور بهم رسانند.
زمان: پنجشنبه، 4 خرداد 1391
ساعت مجمع فوق العاده: 30/15تا 16
ساعت مجمع عادی: 16 تا 30/18
آدرس: تهران، بزرگراه کردستان، خیابان 64 غربی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
| كتاب ماه تاريخ و جغرافيا ماهنامه تخصصي اطلاع رساني و نقد و بررسي كتاب- تاريخي شماره 168، ارديبهشت 1391 128 صفحه |
|
به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ «سرسخن» کتاب ماه تاریخ و جغرافیا با عنوان «نام دریای خزر در منابع جغرافیایی و تاریخی» به قلم دکتر بهرام امیراحمدیان به بررسی نام دریای خزر در منابع جغرافیایی و تاریخی میپردازد.
امیراحمدیان در این بخش به دریای خزر از زمان حکومت صفویه و امپراتوری عثمانی پرداخته و از درگیریهایی نوشته که برای دستیابی به پهنه آبی خزر روی داد. وی در ادامه این مبحث نوشته:«با گسترش قلمرو روسیه در دوره ایوان مخوف به سمت جنوب و فتح خانات قازان در 1514 و خانات آستراخان در سال 1525 روسیه به دریای خزر نزدیک شد و قسمتهای شمالی این دریا را به تصرف درآورد.»
وی بعد از ذکر تحولات تاریخی در بخشهایی جداگانه به مباحثی چون «ویژگیهای انسانی دریای خزر»، «حدود دریای خزر»، «پیشینه تاریخی دریای خزر»، «نام دریای خزر»، «نام دریای خزر در منابع اسلامی» پرداخته است.
در بخش گفتوگو که عنوان «ما و دریای خزر» برای آن انتخاب شده است، دکتر قراچانلو، دکتر محمدتقی رهنمایی و دکتر حسن شجاعیمهر نگاهی تحلیلی و چند بعدی به قضیه داشتهاند و در نهایت رهنمایی چشمانداز اکنون و آینده دریای خزر را ترسیم کرده است.
مهدی حسینیتقیآباد در بخش «نظرگاه» این مجله از منظری متفاوت به قفقاز نگریسته و کوشیده الگویی درباره چینش قومی کرانههای قفقازی دریای مازندران ارایه کند. در مقالهای دیگر با عنوان «تاریخنگاری محلی حوزه جنوبی دریای خزر» که به قلم عباس پناهی به چاپ رسیده، نویسنده با تکیه بر تاریخ محلی گیلان در قرن نهم و دهم هجری قمری از علل شکلگیری تاریخنگاری محلی شمال ایران نوشته و بر شرایط جغرافیایی منطقه تاکید کرده است.
«آتش جاویدان» عنوان مقاله دیگری در همین بخش است که به دریای خزر به عنوان یکی از منابع مهم نفت و گاز در جهان پرداخته و یکی از کاربردهای نفت و گاز خزر را در این منطقه استفاده از آن برای روشن نگه داشتن «آتش جاودان» دانسته است. در مقاله پایانی این بخش علی موذنی به معرفی و بررسی آثاری پرداخته که به موضوع تاریخ دریای خزر معطوف شدهاند و این آثار را به سه بخش «کتابهای فارسی»، «معرفی تالیفات خارجی در حوزه تاریخ دریای خزر» و «مقالات» تقسیم کرده است.
«کنکاش» عنوان بخش دیگری از این مجله است که در آن مقالاتی چون «دریای خزر؛ خزانه آبهای دریای آغازین» نوشته امیرکاوس بالازاده، «نظام حقوقی آبها» به قلم حمیدرضا توسلی، «همه چیز درباره خزر» اثر مرضیه سلیمانی، «خزر در استراتژیهای جهانی» نوشته آرمان فروهی، «آمل و لاریجان» نوشته محمد شهبازی و «روایت گذار به قانون جدید» اثر محمد حسننیا و فاطمه جوانبخت آمده است. در این بخش نقدهایی بر برخی کتابهای حوزه جغرافیا و همچنین مصاحبههایی با نویسندگان آثار آمده است.
«آل کیا در گیلان» نوشته وحید سعیدى، «جغرافیاى گیلان» اثر مریم خالدی، «سیاستهاى جغرافیایى خزر» نوشته امید اخوى، «علویان طبرستان» اثر راضیه رنجبر و «تاریخ آستارا» نوشته وحیده بصیرى مطالبی هستند که در بخش «بازتاب» کتاب ماه تاریخ و جغرافیا آمدهاند. برای مثال در مقاله «آل کیا در گیلان» نویسنده ار حکومتهای مستقل و نیمه مستقلی نوشته که در گذر ایام به گیلان آمدهاند و از شرایط مختلف این منطقه گفته که سبب شده قدرتهای محلی متعددی در گیلان ظهور کنند. سعیدی این مقاله را با نگاهی به کتاب «تاریخ خانی» اثر علیابن شمسالدین بن حاجی حسن لاهیجی نوشته است.
«تاریخ گیلان» از فرهاد نجفی، «اخبار گیلان در نخستین جراید ایران» اثر حمید نجار، «مازندران در عهد افشاریه و زندیه» نوشته مریم شاهحسینی و «تبرستان در گذرگاه تاریخ» نوشته نگین شاکری مقالاتی هستند که در بخش «پرتوهای تلاش» آمده است. در پایان کتاب هم علاوه بر بخش پیشخوان که به معرفی کتابهای تازه در حوزه تاریخ میپردازد چکیده انگلیسی برخی مقالات هم منتشر شده است.
«کتاب ماه تاریخ و جغرافیا» ماهنامه تخصصی اطلاعرسانی و نقد و بررسی کتاب است و در شماره آینده خود که در ماه اردیبهشت منتشر میشود به موضوع «تاریخ محلی ایران» میپردازد.
شماره 167 «کتاب ماه تاریخ و جغرافیا» ویژه فروردین 1391، به همراه لوح فشرده فهرست کتابهای منتشرشده اسفند در 118 صفحه و به بهای 1200 تومان منتشر شده است.
این ماهنامه تخصصی به کوشش موسسه «خانه کتاب» در دسترس علاقهمندان به تاریخ و جغرافیا قرار میگیرد./ه
۲۸ اردیبهشت ماه هر سال
موسوم است به روز بزرگداشت خیام نیشابوری شاعر ، منجم ، ریاضیدان و فیلسوف ایرانی برخاسته از خاک خراسان بزرگ و شهر نیشابور . به همین مناسبت برخی از رباعیات این دانشمند سترگ را برای حظ وافر بردن در معرض دیدگان شما قرار می دهم بخوانید و خود قضاوت کنید :
بر خیز و مخور غم جهان گذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران
در طـبع جـهان اگــر وفـایی بودی
نوبت بـه تو خود نیامدی از دگـران
هنگام سپیده دم خـروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحـه گری
یعنی که نمودند در آیـینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
صبح است دمی بر می گلرنگ زنیم
وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از امل دراز خـود بـاز کشیم
در زلف دراز و دامن چنگ زنیم
من بی می ناب زیستن نـتـوانم
بی باده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده آن دمم که ســاقی گـوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
چـون نیست مـقام ما درین دهـر مـقیم
پس بی می و معشوق خطایی است عظیم
تـا کـی ز قدیـم و مـحدث امـیدم و بیـم
چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خـیال از او مـثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چـون صوریم کاندر او گردانیم
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر هم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح
کاین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با این هـمه از دانش خود شرمم باد
گـر مرتبه ای ورای مستی دانم
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
چون آب بر آمدیم و چون باد شدیم
بر مفرش خاک خفتگان می بینم
در زیر زمین نهفتگان می بینم
چندان که به صحرای عدم می نگرم
ناآمدگان و رفتگان می بینم
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر کهن در گذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی ونه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره این
از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز تار وجود عمر ما پودی کو
در چنبر چرخ جان چندین پاکان
می سوزد و خاک می شود دودی کو
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
تن زن چو بزیر فلک بـی باکی
می نوش چو در جهان آفـت ناکی
چون اول و آخرت به جز خاکی نیست
انگار که بر خاک نه ای در خاکی
در گوش دلم گفت فلک پنهانی
حکمی که قضا بود ز من می دانی ؟
در گردش خود اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
آنان که ز پیش رفته اند ای ساقی
در خاک غرور خفته اند ای ساقی
رو باده خور و حقیقت از من بشنو
باد است هر آن چه گفته اند ای ساقی
هان کوزه گرا بپای اگر هُشیاری
تا چند کنی بر گِل مردم خواری
انگشت فریدون و کف کیخسرو
بر چراغ نهاده ای چه می پنداری
در کارگه کوزه گری کردم رای
بر پله چرخ دیدم استاد بپای
می کرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
گر آمدنم به من بُدی نامدمی
ور نیز شدن به من بُدی کی شدمی؟
به زان نبدی که اندرین دیر خراب
نه آمدمی ، نه شدمی ، نه بدمی
هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
بر ساز ترانه ای و پیش آور می
کافکند به خاک صد هزاران جم و کی
ایــن آمــدن تیر مه و رفتـن دی
قومی متفکرند اندر ره دین / قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی/ کای بی خبران راه نه آنست و نه این
* * *
تا چند زنم به روی دریاها خشت / بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود / که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
* * *
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت / از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت / این هرسه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
* * *
در دهر چو آواز گل تازه دهند / فرمای بتا که می به اندازه دهند
از حور و قصور و از بهشت و دوزخ / فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند
* * *
زان پیش که بر سرت شبیخون آرند / فرمای که تا باده گلگون آرند
تو زر نی ای غافل نادان که ترا / درخاک نهند و باز بیرون آرند
* * *
گویند کسان بهشت با حور خوش است / من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار / کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
* * *
گویند مرا که دوزخی باشد مست / قولیست خلاف دل درآن نتوان بست
گرعاشق و میخواره به دوزخ باشند / فردا بینی بهشت همچون کف دست
* * *
گویند بهشت و حورعین خواهد بود / وآنجا می و شیر وانگبین خواهد بود
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک / چون عاقبت کار چنین خواهد بود
* * *
گویند بهشت و حور و کوثر باشد / جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه / نقدی ز هزار نسیه خوش تر باشد
* * *
گویند هرآن کسان که با پرهیزند / زانسان که بمیرند چنان برخیزند
ما با می و معشوقه ازآنیم مدام / باشد که به حشرمان چنان انگیزند
* * *
می خوردن و گرد نیکوان گردیدن / به زانکه بزرق زاهدی ورزیدن
گرعاشق و مست دوزخی خواهد بود / پس روی بهشت کس نخواهد دیدن
* * *
زان کوزه می که نیست در وی ضرری / پرکن قدحی بخور بمن ده دگری
زان پیشترای صنم که در رهگذری / خاک من و تو کوزه کند کوزه گری
* * *
فردا علم نفاق طی خواهم كرد / با موی سپید قصد می خواهم كرد
پیمانه عمر من به هفتاد رسید / این دم نكنم نشاط كی باید كرد
* * *
بر من قلم قضا چو بی من رانند / پس نیک و بدش ز من چرا می دانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو / فردا به چه حجتم به داور خوانند
* * *
افسوس که نامه جوانی طی شد / وان تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب / افسوس ندانم که کی آمد کی شد
* * *
در فصل بهاراگر بتی حور سرشت / یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هرچند بنزد عامه این باشد زشت / سگ به زمن ار برم دگر نام بهشت
پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند
بیست و پنجم اردیبهشت ماه هر سال در تقویم ملی ما روز بزرگداشت حکیم فردوسی بزرگ است. به همین مناسبت در یکی از فرهنگسرهای شاهین شهر (ایران کوچک) مراسمی شامل شاهنامه خوانی و نقالی مرشد علیپور و نیز سخنرانی و اجرای موسیقی سنتی برقرار بود. من هم به اتفاق خانواده در این مراسم زیبا و دوست داشتنی که رنگ ایرانی داشت حضور پیدا کردیم و بسیار استفاده بردیم.
این روز بزرگ بر تمام ایران دوستان خجسته باد.
|
بزرگداشت پیش کسوت علوم انسانی دکتر صادق آئینه وند |
|